انجمن جامعه شناسی ایران - آرشیو فایل های تصویری

  • اخلاق در جامعه ایرانی: تحول یا بحران؟

    اخلاق در جامعه ایرانی2نشست گروه جامعه‌شناسی مسائل و آسیب‌های اجتماعی انجمن جامعه شناسی ایران روز شنبه 22 آبان ماه 1395با حضور سه سخنران در حوزه‌های جامعه‌شناسی (دکتر احمد بخارایی)، روان‌شناسی اجتماعی (دکتر مجید صفاری‌نیا) و فلسفه علم (دکتر حسین شیخ‌رضایی) برگزار شد.

    در ابتدای این نشست، دکتر مجيد صفاري نيا، در خصوص رفتارهای مغایر اجتماعی ايرانيان و دلايل افزايش آن گفت: براي تعريف اين مفهوم ابتدا بايد بدانيم رفتار اجتماعي مانند این است كه فرد به فرهنگ‌ها و اقوام مختلف احترام بگذارد، در خيابان زباله نيندازد، گران فروشي نكند، راننده تاكسي مابقي كرايه را به مسافر بپردازد، به محيط زيست احترام بگذارد و هر رفتاري مغاير رفتارهاي شهروندي مسلما رفتارهای مغایر اجتماعی هستند. وقتي اين جنس رفتارها را بررسي كنيم؛ در فضاي رانندگي، در روابط مالك و مستاجر، در رفتارهايمان در مترو و... مي بينيم كه رفتارهاي مغایر اجتماعی يا غيرشهروندي در حال افزايش است.يكي ازعلل اين موضوع آلودگي اطلاعات است يا آنطور كه استنلي ميلگرام، روانشناس اجتماعي مطرح كرد «اضافه بار محرك» است. در واقع زندگي در شهرها، شرايطي را ايجاد مي كند كه ما به دليل افزايش ورودي اطلاعات به مغز خود دچار اضافه بار اطلاعاتي مي شويم. ذهن ما اضافه بار را زمينه تهديدآميز، ادراك مي كند. مثلا وقتي وارد مترو مي شويد پیش از آنكه مسافران داخل واگن پياده شوند مسافران خارج، داخل میشوند و اجازه خارج شدن به آنها را نمي دهند. اين موضوع به واسطه تراكم آدم ها در فضاي مترو است كه افراد دچار اضافه بار شناختي مي شوند و زمينه تهديد آميز مي شود. به همين دليل هم هست كه در زمان‌هاي پيك مترو، خشونت و پرخاشگري افزايش مي يابد.ويژگي زندگي در شهرهاي پرتراكم و پرجمعيت باعث مي شود مغز نسبت به محرك هاي ورودي، انتخابي عمل كند و همه رويدادها را دريافت نكند و دچار فراموشي مي شود يا زمان كمتري را براي محرك هاي ورودي اختصاص مي دهد. درست به همين علت است كه در ماجرايي مثل سعادت آباد مردم به جاي كمك فقط فيلم می‌گرفتند. وقتي ذهن ما دچار overdose اطلاعاتي مي شود، رفتارهاي غيرشهروندي زياد مي شود.در روانشناسي ما از شخصيتي صحبت مي كنيم كه يك بعد اجتماعي دارد تحت عنوان رفتار/ شخصيت جامعه پسند. يعني شخصيتي كه به افراد ديگر كمك مي كند مانند معلمي كه مثل دانش آموز بيمارش موي خود را كچل مي كند یا مثل آتش نشاني كه جان خود را فدا مي كند. هم حسي، باور به جهان عادل، مسئوليت پذيري اجتماعي، كنترل دروني و خودمحوري كم ( خود شيفته نبودن) محورها و مولفه های این شخصیت هستند. هم حسي يعني وقتي دوست من دچار مشكلي مي شود انگار خود من دچار مشكل شده ام. وقتي يك فقيري را مي بينم از ته دل احساس دلسوزي و ناراحتي مي كنم. باور به جهان عادل يعني باور به اينكه از هر دست بدهي از همان دست مي گيري، اعتقاد به اين گفته پيامبر كه دنيا مزرعه آخرت است. مسئوليت پذيري اجتماعي يعني توجه به حقوق شهروندي، حقوق حيوانات و... . كنترل دروني يعني افرادي كه داراي شخصيت جامعه پذيرند رويدادها را به شانس و حادثه ارتباط نمي دهند.

    وی افزود: ما در سال 2003 آزمون شخصيت جامعه پسند را در ایران، هنجار سازی کردیم. اما كجا در سيستم آموزشي ما اين آزمون انجام مي شود؟ در كجاي آموزش و پرورش ما رفتارهاي جامعه پسند ترويج مي شود؟! كدام یک از والدين به فرزندانشان دو خودكار مي دهند تا اگر همكلاسي اش خواست يكي را به او بدهد؟ فقط ياد مي دهيم در مدرسه حقت را بگيري، اگر هلت دادند توام آنها را هل بده و... وقتي شخصيت جامعه پسند در جامعه ترويج نمي شود پس چنين شخصيتي هم شكل نمي گيرد.دومين عامل افزايش رفتارهاي غيرهنجار در جامعه تربيت نشدن افراد جامعه پسند است. سومين دليل افزايش رفتارهاي مغایر اجتماعی، عوامل شخصيتي است. امروزه اختلالات خودشيفتگي، از جمله به دليل تك فرزندي در حال افزايش است؛ از مسئولان و مديران بگيرید تا اساتيد دانشگاه و كارگر و كارمند و... . جمعيت عامه ما فكر مي كنند نصف مديران ناسا ايراني هستند. ورد زبانمان شده هنر نزد ایرانیان است و بس. متاسفانه نارسيسیسم یعنی خودشیفتگی‌ای که بیانگر عشق افراطی به خود و تکیه بر خودانگاشت‌های درونی است در جامعه ما بيداد مي كند. اكثر مردم خود را عقل كل مي دانند؛ از جوان 18 ساله تا پيرمرد 80 ساله. البته طبيعي است بازيگران يا روسای جمهور نارسيستيك باشند اما مردم عادي يا جوان 18 ساله چرا بايد خودشيفته باشد. رفتارهاي نارسيستيك موجب مي‌شود رفتارهاي مغایر اجتماعی افزايش يابد.

    دکتر صفاري نيا گفت: امروزه ما در مدارس با پديده اي به نام «رفتار آسيب رسان به خود» رو به رو هستيم كه به قصد خودكشي انجام نمي شود. مثلا وقتي کودک تعجب مي كند محكم به صورت خود مي كوبد. با هم كلاسي يا والدينش بحثش مي شود سر خود را به ديوار مي كوبد يا اول اسمش را روي دستش با چاقو يا تيزي حك مي كند يا حتي تاتو مي كند؛ اين رفتار سنبل اختلال شخصيت مرزي است؛ اختلالي كه دو رو دارد؛ يكي سفيد كه افراد، عاشق آن مي شوند و روي ديگر سياه است كه خود يا ديگران را تا چوبه دار مي برد. همچنين اين افراد به سمت مصرف مواد گرايش دارند. از جمله علل آن می‌توان به: مورد رفتارهاي سوء جنسي قرار گرفتن يا داشتن مادران سرد و طرد كننده اشاره کرد؛ اين جنس شخصيت در جامعه ما كم نيست.همه اين عوامل در كنار بيماري‌هاي رواني موجب افزايش رفتارهاي مغایر اجتماعی در جامعه شده است. دكتر نوربالا، روانپزشك و معاون سابق وزير بهداشت طي مطالعه طولي كه انجام داده اعلام كرده 5/41 درصد مردم تهران دچار اختلال سازگاري هستند. يعني 5/41 درصد مردم تهران حالشان خوب نيست. البته بيمار نيستند فقط در بعد سازگاري دچار مشكل اند، تاب آوري پاييني دارند، به سرعت خشمگين مي شوند و پرخاشگري مي كنند...

    اخلاق در جامعه ایرانی1او ادامه داد: چهارمين دليل افزايش رفتارهاي مغایر اجتماعی مرتبط با روانشناسي محیط به نام دلبستگي مكانی است. مثلا فرد دائم مي گويد من بچه فلان خيابان هستم. يعني فرد نسبت به آن محله احساس عزت نفس مي كند و كمتر دچار افسردگي مي شود، زيرا محيط ويژگي هايي دارد كه مي تواند فرد را به خود دلبسته كند. وقتي فرد دلبستگي مكاني دارد تمام خريدش را از سوپر محله مي كند، خلافكار باشد كار خلاف در محله خودش نمي كند، مواد مخدر در محله اش مصرف نمي كند و... حال در نظر بگيريد 20 درصد مردم ما در حاشيه شهرها زندگي مي كنند. پروژه اي به راه انداختيم و به آن افتخار هم مي كنيم به نام مسكن مهر ! افتخار مي كنيم 15 كيلومتري تهران در مثلا گرگ آباد مجتمع و مسكن مهر ساخته ايم در حالي كه صداي جيزجيز ترياك كشيدن معتادان از پشت ديوارهاي آن قابل شنيدن است. در حاشيه شهرها كه هيچ هويت و اصالتي ندارد و پيش از این محل جمع شدن سگ‌هاي ولگرد بوده مسكن مهر ساخته ايم بعد توقع داريم حال مردم خوب باشد! خروجي هم چيزي نيست جز بيجه و خفاش شب و...امروز ده ها قوم و فرهنگ در حاشيه شهرها سكني گزيده اند بدون هيچ گونه المان هاي دلبستگي مكان. 20 درصد حاشيه نشين اصلا رقم كمي نيست..پنجمين عامل جزءعوامل اجتماعي مثل فضاهاي بي دفاع شهري و سلامت اجتماعي است. سلامت شهري يعني جامعه اي كه آب و هوايش سالم است. امروز در تهران ما شاهد آلودگي نوري هستيم. وزارت نيرو شهر را نورباران كرده و ديگر هيچ ستاره اي در آسمان شهر پيدا نيست. مردم ناچارند 200 هزار تومان هزينه كنند تور كوير بروند تا ستاره هاي آسمان را ببينند.از سويي ديگر شايد بارها برايمان سوال پيش آمده باشد كه هندي ها كه در آشغال زندگي مي كنند چرا شادند؛ چون او در ميان آشغال ها ادراك لذت مي كند اما يك ايراني در برج خود در بهترين خيابان شهر احساس لذت نمي كند، چون استانداردهاي سلامت اجتماعي در جامعه ما پايين است. شاخص هاي سلامت اجتماعي شامل همبستگي اجتماعي، شكوفايي اجتماعي، پذيرش اجتماعي و مشاركت اجتماعي است. مشاركت اجتماعي در جامعه ما بالا نیست؛ هرچند عده اي مي گويند مردم در انتخابات رياست جمهوري شركت دارند و اين نشانه مشاركت است اما وقتي رئيس جمهوري از مردم مي خواهد از يارانه انصراف دهند هيچ كس انصراف نمي دهد؛ اين يعني راي دادن مردم در انتخابات نشانه مشاركت نيست نگرفتن يارانه مشاركت است.كرامت پايين متخصصان، يكي از مولفه هاي نبود سلامت اجتماعي در جامعه ماست. طلاق، خودكشي، روابط فرازناشويي از جمله بحران هاي اخلاقي و اجتماعي جامعه ماست.50درصد انسان اجتماعي است. اگر فردي از منطقه شوش با رفتارهاي مغایر اجتماعی را به کانادا ببريم يك شهروند اجتماعي مي شود؛ كمربند ايمني مي بندد، قانون را رعايت مي كند و... در جامعه ما استاندارد سلامت اجتماعي افت كرده و دليل آن فقر و نداری ماست.

    پس از دکتر صفاری نیا که از منظر روانشناسی اجتماعی به توصیف و تحلیل رفتارهای مغایر اجتماعی پرداخت، دکترحسين شيخ رضايي، فيلسوف علم وعضو هيئت علمي موسسه پژوهشي حكمت و فلسفه به عنوان سخنران دوم موضوع اخلاق در جامعه دين‌مدار را مورد بررسي قرار داد.

    او گفت: نخستين نكته اي كه بايد مورد توجه قرار داد اين است كه بين اخلاقي بودن و داشتن دانش اخلاقي تمايز وجود دارد. لزوما بالا بودن سطح دانش اخلاقي به معني فرد اخلاقي بودن نيست. در گفتمان رايج يك جامعه وقتي كلمه اخلاق گفته يا شنيده مي شود چه مسائلي به ذهن متبادر مي شود و منظور از بي اخلاقي در جامعه ما چيست؟ يكي از بهترين جايي كه مي توان تصور عمومي جامعه ايران از اخلاق را متوجه شويم تاريخ ادبيات فارسي است. آثار بسياري در اين خصوص داريم كه بهترين آن گلستان سعدي است. مثلا در باب اخلاق در گلستان آمده « فریب دشمن مخور و غرور مداح مخر که این دام رزق نهاده است و آن دامن طمع گشاده، احمق را ستایش خوش آید چون لاشه که در کعبش دمی فربه نماید».در اين حكايت وقتي از اخلاق صحبت مي شود مسئله فردي است و عمدتا با اخلاق فردي رو به رو هستیم. يعني خصلت هايي كه يك فرد بايد داشته باشد و كمتر به رابطه فرد با ديگري اشاره مي شود. همچنين اخلاق عمدتا فضيلت هاي اخلاقي را شامل مي شود. هدف از داشتن فضيلت اخلاقي هم بقا در يك جامعه نا امن است. اخلاقي كه در تاريخ ادبيات ايران ترسيم مي شود ارتباطي با تصميم گيري ندارد و به شخصيت مربوط است. از طرف ديگر ايده آل اخلاقي يك فرد درويش است. امروز تصور عمومي جامعه ما، فرد اخلاقي را يك فرد وارسته مي داند. اين وارستگي و اخلاق با تقوي همپوشاني دارد. همچنين اخلاق ترسيم شده در تاريخ ادبيات ما سقف بالايي دارد و حداكثري است و در نهايت مهمترين رسانه براي آموزش يا بيان اخلاق هم پند و اندرز و استفاده از فعل امري است. من معتقدم اين تصورات از اخلاق كه ريشه در تاريخ ادبيات ما دارد هنوز هم با ماست و اتفاقا مشكل از همين جا آغاز مي شود.

    تصورات امروزي جامعه ما از اخلاق، پاسخگوي اخلاق در دنياي جديد نيست. وقتي ما يك فرد با اخلاق را فردي غيرناراحت، كم دردسر، مسئله ساز و با وقار بدانيم، اخلاق محيط زيست، اخلاق پزشكي، اخلاق حرفه اي را چگونه معنا مي كنيم؟! يعني وقتي اخلاق را به عنوان يك مسئله فردي و شخصيتي و مرتبط با خلق و خوي درون شخصي مي دانيم، چگونه اخلاق فضاي مجازي را درك مي كنيم؟! تصور مبتني بر تاريخ ادبيات ما از اخلاق با تركيبات امروزي مثل فضاي مجازي چفت نمي شود. به عبارت ديگر ما تصور مدرن از اخلاق را نداريم. اين تصور مدرن مربوط به تصميم گيري است نه مسائل صرفا فردي و شخصيتي. يعني ما نيازمنديم در تصميمات خود ملاحظه كنيم بعد اخلاقي لحاظ مي شود يا نه و این موضوع چندان به خلق و خوي شخصي وابسته نيست بلكه به كنش مربوط است نه فرد.

    دکتر شيخ رضايي افزود: من با دکتر صفاری نیا موافق نیستم که همه علل بحران اخلاقي در جامعه را به فقر تقليل دهيم و آن را علت العلل كنيم و راه حل آن را در شوراهاي عالي سياسي و اداري ببينيم. در این صورت هم هیچ گاه جامعه‌ای اخلاقی نخواهیم داشت. اگر صد شورا هم تشكيل شود اما تصور ما از اخلاق يك تصور ايدئولوژيك باشد، به جامعه اخلاقي نخواهيم رسيد. مهمترين راه حل براي رفع بحران اخلاقي در جامعه، زياد كردن حساسيت شهروندان به مفهوم اخلاق است. بايد اخلاقي بودن يا نبودن يك عمل وارد مباحث ما شود اما نه به صورت ايدئولوژيك بلكه به معناي اينكه در مورد آنها بحث شود و به نتيجه برسيم.

    پس از دکتر شیخ رضایی، که از منظر فلسفه اخلاق به اخلاق اجتماعی پرداخت، دکتر احمد بخارايي، جامعه‌شناس و عضو هیات علمی دانشگاه، به عنوان آخرين سخنران درخصوص «اخلاق در جامعه ايراني : تحول يا بحران» بحث خود را ارائه داد و گفت: به طور کلی چهار مرحله در تحول جامعه شناسی اخلاق اجتماعی قابل ملاحظه است: ۱- دغدغه های دورکیم که در قرن نوزده پس از اخلاق مرتبط با دورانی که همبستگی مکانیکی را در خود داشت به اخلاقی روی آورد که در جامعه با همبستگی ارگانیکی، تبلور می یابد. این اخلاق اجتماعی دارای ماهیت تربیتی است مانند آنچه که دورکیم در تمایز بین حقوق تنبیهی و ترمیمی بیان میکند. در اولی، قوانین دارای انعطاف کمتری هستند اما در دومی، قوانین مرتب با بازنگری مواجه میشوند و هدف از حقوق جزا، ترمیم و ساخته شدن و تربیت فرد منحرف است. یا آنجا که دورکیم آموزش و پرورش را به جای خانواده در دوران جدید، متکفل نقش تربیتی میداند تلاش در عمق بخشیدن به اخلاق اجتماعی دارد. از نگاه دورکیم در دوره کهن، بد اخلاقی به معنای خش انداختن به وجدان جمعی بود اما در دوره نوین، اخلاق اجتماعی به منظور پاس داشت وجدانهای فردی است. من این را میگویم: «اخلاق برای جامعه» در این نام‌گذاری، توجه من به وسیله و ابزاری بودن «اخلاق اجتماعی» است که به نوعی، «پیشینی» بودن اخلاق را نسبت به جامعه، منعکس میکند. ۲- دوره دوم تحول اخلاق اجتماعی در جامعه شناسی به میانه قرن بیست و پارسونز مربوط میشود. او با رویکرد کلان‌نگر ساختاری-کارکردی، به لزوم ایجاد «اجماع اخلاقی» در جامعه توجه دارد. نگاه پارسنز به اخلاق اجتماعی در لزوم قرا گرفتن خرده نظام فرهنگی در راس خرده نظامهای چهار گانه اجتماعی منعکس است که سایر خرده نظام‌ها موظف به اخذ اطلاعات از آن هستند. کارکرد این خرده نظام هم نگهداشت الگوهای کنشی و رفتاری در جامعه است. بنابراین، اخلاق اجتماعی در نگاه پارسونز دارای دو ویژگی است: ۱- الگوهای منبعث از فرهنگ، ۲- لزوم وجود یا ایجاد اجماع اخلاقی. نگاه پارسونز به سمت کارکردهای اخلاق اجتماعی است اما منظومه اخلاقی‌ای را در یک جامعه دارای کارکرد می‌داند که اولا شامل تمام بخش‌های مندرج در خرده نظام فرهنگی است یعنی گزینش‌محوری و بخشی‌گزینی نیست و در ثانی، توافق و اجماع در میان کنشگران اجتماعی برسر آنها وجود دارد. من نام این رویکرد به اخلاق اجتماعی را گذاشته‌ام: «اخلاق در جامعه». در این نام‌گذاری، توجه من به محاط بودن «اخلاق اجتماعی» تحت احاطه «جامعه »است. ۳- سومین مرحله جامعه‌شناسی اخلاق اجتماعی مرتبط با جامعه شناسی انتقادی به موازات جامعه‌شناسی ساختاری-کارکردی است. در این رویکرد نوعی نقد اخلاقی نسبت به جامعه صورت می‌پذیرد و جنبه‌های آرمانی در آن قوی است مانند منظر مارکس و مارکسیست‌های جدید و مکتب انتقادی. نام این را من گذاشته‌ام: « اخلاق بر جامعه».در این نام گذاری، توجه من به پیشینی بودن و نیز انشایی و فرمانی بودن اخلاق نسبت به جامعه است. ۴- چهارمین مرحله جامعه‌شناختی در اخلاق اجتماعی عمدتا به تلاش‌های پنج دهه اخیر مرتبط است مانند کارهای رابرت بلا در سال‌های ۱۹۷۰و پس از او که جنبه بین رشته‌ای می‌یابد و یک درهم آمیختگی بین سه مفهوم: تبیین، تفهم و کنش در تعریف اخلاق اجتماعی، پدیدار می‌شود. ما این را مسامحتا می‌توانیم: «جامعه اخلاقی» بنامیم. در دهه‌های اخیر، فلسفه زندگی هم به مباحث جامعه شناسی اخلاق اجتماعی ورود کرده است. به نظر من، تلفیقی از دو مرحله دوم و چهارم می‌تواند بیانگر یک جامعه‌شناسی اخلاق اجتماعی تمام عیار شود. به بیان دیگر، دو جنبه ساختارگرایی و اخلاق‌گرایی در این ترکیب نوین، می‌تواند لحاظ شود.

    دکتر بخارایی ادامه داد: اما برخی معتقدند که در جامعه ما وجود اخلاق دینی برای قوام بخشیدن به اخلاق اجتماعی کفایت می‌کند. ببینید تقریبا هزار سال قبل از اسلام در یونان باستان، ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخس در بخش هشتم می‌گوید: «تفاهم در مدینه ها آنگاه حاصل می‌آید که شهروندان در باره مصالح‌شان هم‌رآی باشند....این حالت در بین مردمان نیک که هم با خویشتن و هم با دیگران توافق دارند وجود می‌یابد....مردمان بی فضیلت جز به مقدار کمی نمی‌توانند در بین خود به تفاهم برسند و هم‌چنین اینان قادر به دوست داشتن نیستند زیرا آنها می‌خواهند در منافع، بیشتر از آنچه که حق‌شان است دریافت دارند و در مشاغل و در وظایف عمومی کمتر از آنچه که سهم‌شان هست کار کنند و چون هر یک از اینان خواهان مزایای بیشتر برای شخص خود هست به شدت مراقب دیگری و مانع از بهره‌مندی او می‌شود و آنجایی که تفاهم نباشد نفع عمومی پایمال می‌شود و نتیجه آن است که اختلاف بین شهروندان ظهور می‌کند و هر کس دیگری را ملزم به رعایت عدالت قانونی می‌داند اما خود نمی‌خواهد که در برابر عدالت کمر خم کند». ملاحظه می‌شود که مفاهیم والای اخلاق اجتماعی در متون متعدد اخلاقی و اجتماعی در قرن‌ها قبل از اسلام گفته شده و این مفاهیم در بستر تاریخی به اسلام رسیده و تا امروز ادامه ‌یافته است. میخواهم بگویم مباحث اخلاق اجتماعی مختص یک زمان و یک مکتب نیست تا لازم آید که از آنجا آغاز کنیم. اما شما رد پای همه این مفاهیم اخلاقی را در آموزه های مذهبی هم می‌بینید. پیامبر اسلام میگو‌ید: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق یا انک لعلی خلق عظیم. در اخلاق دینی دو عنصر: عدل و تقوی از اولویت برخوردار است. اما هر دوی این عوامل، در بستر جریانات اجتماعی و معطوف به زمان و مکان دارای تعریف عملیاتی می‌شوند البته منظورم آن بخشی است که به تقویت نظم اجتماعی می‌خواهد کمک کنید و الا در رابطه بین فرد و خدا، رفتارهای دینی از مشخصات بارزتری برخوردارند. تقوا یا عدالت، در بیان آغازینش، یک تعریف کلی و اجمالی داشته است. این مفهوم کلی در مواجهه با هر جامعه ای به شکل خاصی دارای تعاریف عملیاتی و شاخصهای ویژه می‌شود. به عنوان مثال وقتی که امام علی در خطبه ۲۳ نهج‌البلاغه میگوید: اگر کسی از شما در خویشاوندان خود، خلل و کمبودی مشاهده کند مبادا از رفع آن سر باز زند، چون اگر نبخشد، مالش افزون نمی‌شود....... در اصل به لزوم تعاملات اقتصادی در بستر صحیح با نظارتهای رسمی و غیر رسمی توجه شده‌است که یک مثالش اخذ مالیات از داراها و انتقال آن به نادارهاست که در چارچوب عقلانیت اداری، محقق می‌شود. همان کاری که سرمایه‌داری هم با سر عقل آمدنش انجام داد تا طبقه کارگر دست به شورش نزند و این هم یک کنش عقلانی بود. می‌خواهم نتیجه بگیرم اگر ما در این نشست و در میان مباحث اخلاق اجتماعی به سراغ آموزه‌های دینی نمی‌رویم نه به معنای عدم تاثیر گذاری آن بلکه به دلیل نیاز به تعریف تفصیلی از اخلاق اجتماعی است که از میان جامعه شناسی اخلاق اجتماعی بیرون می‌آید. اما چه تفاوتی است بین اخلاقیت و اخلاق یا بین Morality و Ethics؟

    مدیر گروه جامعه شناسی مسائل و آسیب‌های اجتماعی در پاسخ به این سوال گفت: به چهار اعتبار این دو مفهوم اخلاقی با هم تمایز دارند: ۱- به اعتبار«چیستی»، social moralityیا اخلاقیات اجتماعی از نوع «اصول» و پرینسیپلها و نیز از نوع عادات هستند. پس عمدتا در سطح خرد و در میان افراد، می‌شود اخلاقیات اجتماعی را دنبال کرد فلذاست که گفته‌ می‌شود فلانی «پرنسیپ» ندارد. اما social ethicsیا اخلاق اجتماعی «قواعد» نانوشته‌ای هستند که انتظار می‌رود از آنها تبعیت شود. این قواعد در سطح کلان، طرح می‌شوند. ۲- به اعتبار «حوزه»، social moralityجنبه شخصی و فردی دارد اما social ethics، خارجی و بیرونی است. ۳- به لحاظ « منشا»، نقطه آغازین social morality، باورهای ما هستند یعنی «ما» منشا هستیم اما در social ethicsجامعه منشا است یعنی «جامعه» می‌گوید که فلان کار را باید انجام دهیم. ۴- به اعتبار« جنس»، اخلاقیات اجتماعی از جنس «اعتقادی» هستند اما اخلاق اجتماعی از نوع ethics، از جنس «گرایشی» هستند مانند اینکه یک فردی که به حجاب، «اعتقاد» ندارد بر اساس اخلاقیات اجتماعی در خلوت گروهی خودی، فاقد حجاب است اما همین فرد در جامعه به حفظ حجاب «گرایش» دارد. اما درباره تعریف اخلاق از منظر دیگری هم می‌شود نگاه تازه‌ای داشت. ما می‌توانیم بر اساس هرم سلسله نیازهای مازلو هم پنج نوع نیاز را با پنج نوع اخلاق اجتماعی ملازم آنها تطبیق دهیم. نخستین نیاز، نیاز زیستی است فلذا توزیع «عادلانه» مایحتاج اولیه مردم مانند غذا و پوشاک و بهداشت و نیز، پاسخ‌گویی به نیاز جفت‌جویی، ضرورت اولیه دارد که عنصر اخلاقی‌اش، همان «عدالت» است. اما بد اخلاقی اجتماعی مرتبط با سطح اول نیاز در هرم نیازهای مازلو، عبارت از «تبعیض» و ایجاد مانع برای پاسخ‌ گرفتن نیازهای زیستی فرد است. در مرتبه دوم نیازهای مازلو، نیاز به امنیت عاطفی مطرح است که لازمه اخلاقی‌اش در سطح گروه، وجود خانواده سالم است و بد اخلاقی اجتماعی متناظر با آن، گسستهای رسمی در خانواده و غیر رسمی یعنی طلاق عاطفی است. در مرتبه سوم، نیاز به پیوستگی و توجه گرفتن در گروه است که لازمه‌اش، پویایی گروهی است و بد اخلاقی اجتماعی متناظر با آن، ممانعت از شکل‌گیری گروه‌هاست. مرتبه چهارم نیاز در هرم مازلو، به ایفای نقش اجتماعی در سطح جامعه مرتبط است که لازمه اش، وجود امکانات برای ایفای نقش است و بد اخلاقی اجتماعی متناظر با آن، عدم واگذاری نقش و بیکاری است. آخرین و پنجمین نیاز، شامل خود شکوفایی است که لازمه اخلاقی‌اش، وجود بسترهایی برای گسترش سطح شناخت است و بد اخلاقی اجتماعی متناظر با آن، دور نگه داشتن جامعه از تفکر انتزاعی و معقول است. این پنج سطح اخلاق اجتماعی به جهت قوام بخشیدن به هویت انسانی به ترتیب در این پنج واحد است: فرد، خانواده، گروه و محله، جامعه و جهان. اما از سوی دیگر همه آنچه در توصیف پنج گانه اخلاق اجتماعی گفته‌شد در سه جهت جلوه گر میشود: ۱- به سمت خود یعنی احترام به خود و عزت نفس، ۲-به سمت دیگران خاص یعنی احترام به دیگران و ۳- به سمت دیگران عام یعنی احترام به: الف- جامعه ، ب-طبیعت و محیط زیست. در جهت نخست، فرد باید احساس فاعلیت کند و اگر احساس مفعولیت کند عزت نفسش پایمال میشود و ریاکار و تملق‌گو و نصیحت‌گو می‌شود. در جهت دوم، اگر فرد ، خود را در میان گروه دوستان و خانواده نیابد به بی اخلاقی و خشونت و لذت جویی از دیگران کشانده ‌می‌شود. در جهت سوم، اگر اخلاق اجتماعی متبلور نشود نشان از وجود سیاست بی پدر و مادر در جامعه است که فرد نسبت به اینده احساس نا امنی می‌کند و با وجود بی اعتمادی در جامعه، هرج و مرج حادث می‌شود. این آنارشی هم به جامعه و هم به محیط زیست، ضربه‌های جبران ناپذیر وارد می‌سازد. اما مطلب بعدی اینکه ما به لحاظ «موضوع» می‌توانیم اخلاق اجتماعی را به سه حوزه: تجارت، حرفه‌ها و قانون تسری دهیم. در دو مورد نخست، ممکن است لزوما مدون هم نشده باشد اما انتظار میرود که رعایت شوند. مثلا انتظار رعایت اخلاق کسب و کار در مواجهه با کودکان کار. اخلاق پزشکی و پرستاری و پژوهشی و روزنامه نگاری و غیره هم جزو مورد دوم است. اما اخلاق قانونی، آنگاه نقض می‌شود که در منافع، تعارض پدید آید مانند اینکه سهم‌ خواهی صورت پذیرد. این تراژدی زمانی رخ می‌دهد که منابع مشترک در یک جامعه یا در جامعه جهانی مانند آبزیان و جنگل‌ها و منابع زیرزمینی مورد سهم‌ خواهی واقع شود یا مانند رها کردن گازهای گلخانه‌ای، مورد مناقشه باشد. آن سهم‌خواهی که بنیان جامعه را به لرزه در می‌آورد می‌تواند مبتنی بر خویشاوند سالاری یا ایدئولوژی سالاری باشد که به «انحصار» و سپس به «رانت» و نهایتا به «فساد ساختاری» می‌انجامد. بر این اساس اگر با رویکرد پارسونزی بخواهیم اخلاق اجتماعی را تعریف کنیم به تفکیک سه خرده نظام می‌توانیم بگوییم الگوهای اخلاقی موجود در خرده نظام فرهنگی، اگر بخواهند عامل دور نگه داشت جامعه از بد اخلاقی‌ها شوند باید در خرده نظام اجتماعی، دو پدیده «استدلال» و «قانون» محترم شمرده شوند تا «تعدی» صورت نگیرد و نیز در خرده نظام سیاسی، «دموکراسی» و توزیع عادلانه فرصت‌ها برای جلوگیری از بروز «خیانت»، جلوه‌گر شود و بالاخره در خرده نظام اقتصادی، احساس امنیت نسبی برای رفع نیازهای زیستی، ضمن صرفه‌جویی برای جلوگیری از رخداد«شکم‌بارگی» و زیاده خواهی طبقات مرفه، پدیدار شود. در کل می‌توان گفت که سه بستر اصلی برای تقویت مبانی اخلاق‌ستیزی اجتماعی وجود دارد: ۱- مسخ شدن ارزشها که فرد محوری را به دنبال دارد و دارای این جلوه هاست: کینه توزی، افزایش ستمگری، هرج و مرج، انزوای اهل علم، ناامنی و وارونگی ارزش‌ها، ۲- گسست اجتماعی که خود را در ضعف سرمایه اجتماعی و مشارکت اندک و اعتماد پایین نشان می‌دهد، ۳- اقتصاد بیمار که عقول را وحشی می‌کند و عقل، ابزاری می‌شود و تهیدستی قشرهای آسیب‌پذیر افزون می‌شود و مانند امروز ما بانک‌های ناکارامد و آسیب رسان به اقتصاد سالم و نیز زمین خواری‌ها و اختلاس‌ها و غیره، قد علم می کنند. با بهره گیری از مفاهیم ارزشی، می‌توان سه نوع بد اخلاقی اجتماعی را از هم متمایز کرد: ۱- «نفاق اخلاقی» که شامل برخورداری از دانش اخلاقی و گفتن امور اخلاقی است اما، اخلاقی عمل نکردن که همان شرایط نابهنجارانه است، ۲- «کفر اخلاقی» که شامل نگفتن و عمل نکردن اخلاقی است و بیانگر وجود نوعی شرایط آنومیک و بی‌هنجارانه است و ۳- «عصیان اخلاقی» که شامل دانش اخلاقی نداشتن و نیز عمل ضد اخلاقی کردن است که مانند مقابله با اخلاق همزیستی جهانی است.

    دکتر بخارایی در پایان بحث خود گفت: کلام آخر اینکه ما در چه وضعیت اخلاقی هستیم؟ تحول اخلاقي در يك جامعه بايد دو ويژگي داشته باشد، اول اينكه آمار آسيب‌هاي اجتماعي به لحاظ کمّی، كاهش يابد و دوم از عمق بي اخلاقي‌ها به لحاظ کیفی، كاسته شود. آيا در جامعه امروز ما شاهد اين دو تغيير هستيم؟! از بعد کمّی، شاهد سیر صعودی آمار مرتبط با انحرافات و بد اخلاقی‌های اجتماعی هستیم. از بعد کیفی، امروز در جامعه ما ناهنجاري‌ها به هنجار تبديل شده، يعني پرده ‌دري راحت شده، افراد، گاه عريان و به وضوح جرم مرتكب مي شوند.اگر جامعه اي به اين سمت رفت كه آسيب ها به لحاظ كمّي، كاهش داشت یا اینکه کاهش نداشت اما حداقل، عريان بودن ناهنجاري‌ها كم شد مي‌توانيم ادعا كنيم تحول اخلاقي رخ داده است. اما آيا اين تحول در جامعه ما به وقوع پيوسته ؟! به نظر نمی‌رسد چنین باشد. بنابراين چه به لحاظ كمّي و چه كيفي اتفاقي كه در جامعه ما افتاده سقوط و بحران اخلاقي است! امروز با ما معضل مصرف علني مواد مخدر در محلات و پارك ها و تزريق مواد مواجه هستيم ؛ يعني هنجار شدن يك ناهنجاري، دزدي مقالات علمی در جامعه علني شده مثل اتفاق اخير در حوزه آكادميك. اين مشكل قبلا هم بود اما در نهان ولي امروز جامعه ما بيش از پيش در سرازيري سقوط اخلاقي قرار گرفته‌است و ناهنجاري‌ها بيشتر و بيشتر هنجار مي‌شوند. می‌پرسید: چه باید کرد؟ ما يك راه بيشتر نداريم؛ بايد الگوي جديد براي پيشرفت جامعه تعريف كنيم. الگوي قديمي كه تحت آن عناصر جا به جا شوند کارکرد ندارد. حال اين راه کار و این الگوی نوین ممکن است با برچسب‌هایی مانند غرب‌گرایی یا سکولاریسم مواجه شود. از نگاه جامعه شناسي با قاطعیت می‌توان گفت: ما نيازمند يك الگوي نوين هستيم كه ماهيتا متفاوت با الگويي باشد كه طي سه ، چهار دهه اخير تحت آن رفتار كرده‌ايم.

     

    مطالب مرتبط: لینک‌های صوتی و تصویری نشست «اخلاق اجتماعی در ایران؛ تحول یا بحران؟»

    - لینک صوتی کامل، شامل سه سخنران:

    http://www.mediafire.com/file/ovf2mv6879tewb3/The_Crisis_of_Social_Ethics_In_IRAN_-_Bokharaei_-_SheykhRezaei_-_SaffariNia_2016.mp3

    - لینک صوتی منتخب یک سخنران (دکتر احمد بخارایی):

    http://www.mediafire.com/file/2q7j3pz95dmylxx/The_Crisis_of_Social_Ethics_In_IRAN_-_Bokharaei_2016.mp3

    - لینک تصویری کامل نشست مذکور شامل سه سخنران:

    http://www.aparat.com/v/Q2Ewa

    - لینک تصویری منتخب یک سخنران (دکتر احمد بخارایی) در نشست مذکور:

    http://www.aparat.com/v/wWk23

     

     

  • بررسی آراء والرشتاین (با حضور و سخنرانی پروفسور امانوئل والرشتاین)

    tehran برگزار کنندگان: انجمن جامعه شناسی ایران با همکاری انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات، مرکز بررسی‌های استراتژیک، مرکز مطالعات و همکاری‌های علمی بین المللی، دانشکده علوم اجتماعی و مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز، دانشگاه اصفهان و دانشگاه حافظ شیراز

    زمان: 11 اسفند ماه 1392ساعت 10 تا 13

    مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن ابن خلدون

     

     

    گزارش برگزاری سمینار بررسی آراء والرشتاین

     

     

     

     


    گالری تصاویر همایش


    کلیپ همایش

    http://www.aparat.com/v/uEFla


     

  • بررسی ابعاد مادری (نشست پنجم)

    ابعاد مادری5 1گروه جامعه شناسی جنسیت (مطالعات زنان) نشست پنجم از سلسله نشستهای بررسی ابعاد مادری و مسائل آن را روز دوشنبه 18 بهمن ماه 1395 برگزار کرد. سخنران اول این نشست دکتر نیره توکلی (جامعه شناس) به مفهوم مادری و تقدس آن پرداخت و با اشاره به تغییر الگوهای مادری، سیاست های شهری را متناسب با نقش و اهمیت این نقش ندانست. در بخش دوم این نشست،زهره زارع (مدیرعامل موسسه مهرطه) روایتی از 14 سال تجربه مادری اجتماعی در این موسسه ارائه کرد.

    نیره توکلی در ابتدای سخنرانی خود، با تاکید برنقش مادری به عنوان پدیده­ای اجتماعی گفت: مادری پدیده ذاتی نیست که بتوان به آن خصوصیات و صفات بخشید و آن را به حد یک غریزه تقلیل داد بلکه مادری پدیده متحول و متکامل است که در گذر زمان به دنبال تغییر است و در سده های مختلف الگوی های مادر تغییر کرده است.

    وی ادامه داد: استفاده از لفظ غریزه برای مادر تقدس زدایی از مادری است و می توان گفت که مادری و غرایز انسان بنا به فرهنگ، جغرافیا، جوامع و تاریخ متفاوت است که توجه به مادری را سبب می شود.

    توکلی تصریح کرد: نگاه غریزی به مادری موجب ایجاد پیامدهای گوناگون در سطح اجتماع است که ریشه نابرابری اجتماعی و حقوقی را می توان در آن جستجو کرد. غریزه انسان به سوی تکامل سوق دارد و غریزه حیوانی رو به تکامل نیست که بیانگر تفاوت‌های جدی بین غریزه حیوانی و انسان است و تاریخ نشان داده است که صرف داشتن غریزه مادری بیانگر رفتار متعادل در عرصه های گوناگون نیست و افراد با توجه به اجتماع و فرهنگ حاکم رفتار خود را به نمایش می گذارند.

    این استاد دانشگاه افزود: پسامدرنیسم با ذات گرایی مقابله می کند و برداشت از مادری را یک ساخت فرهنگی می داند که در بستر سیاست و اجتماع شکل می گیرد و خصوصیات جنبی در گذر زمان به فرد القا می شود که مثلا برخی پدران بعضی از نقش های مادری را امروزه در جوامع مختلف بر عهده می گیرند و مادری برای ارضای نیازهای زن نمی تواند صورت بگیرد.

    وی با اشاره به تغییر الگوهای مادری در کشورهای متفاوت گفت: در طول تاریخ با بررسی های صورت گرفته در کشورها نشان داده شده است که مادری از امر غریزی و ذاتی به دور است و مادران در مسائل جدیدتری مثل ورود به قتل های ناموسی ایفای نقش کرده اند.

    توکلی گفت: در سال های گذشته به دنیا آوردن بچه زیاد توسط زن نرم جامعه برای انتخاب مادر نمونه بوده است ولی در حال حاضر 14 درصد از زوج های جوان اساسا فرزندی ندارند و 19 درصد دیگر تک فرزندی را به عنوان الگوی زندگی انتخاب کرده اند و پدید دو فرزندی سالهاست که در کشور رواج پیدا کرده است و پدیده رشد منفی جمعیت با این مدل با وجود سیاست های تشویقی ادامه دارد.

    این استاد دانشگاه گفت: در سال­های اخیر کمیت مادری کاهش پیدا کرده است و کیفیت نقش مادری در مقابل افزایش داشته است و تعادل در جنبه های گوناگون زندگی زنان برقرار شده است ولی با توجه به تضعیف اخلاق اجتماعی و فضای نامناسب شهری مادران هنوز به راحتی نمی توانند از امکانات موجود بهره کافی ببرند و با نگرانی های زیادی در تربیت بچه مواجهند. می توان گفت به دلیل عدم حمایت سیاست های شهری موضوع حضور و مشارکت زنان در جامعه با  اما و اگرهای زیادی روبرو است و عموما زنان مجبور به تبعیت از سیاست های شهری هستند که ملزومات لازم را برای حضور مردانه طراحی کرده است.

    ابعاد مادری5 2سخنران دوم این نشست زهره زارع بود که در این نشست به بیان تجربیات 14 سال حضور در این موسسه پرداخت . وی در مورد تجربه احساسی خود با دختران حاضر در این موسسه گفت: در تربیت دختران حاضر در این مجموعه الگوی رفتاری حاکم در رفتار خانوادگی در پیش گرفته شده است و تلاش شده است ارتباط احساسی لازم بین تک تک افراد ایجاد شود به صورتی که نیاز فرد فرد دختران با نگاه کردن در وضعیت آنان تشخیص داده می شود و به نوعی می توان گفت تفاوتی بین مادری در خانه و مادری در موسسه بین فرزندان وجود ندارد.

    زهره زارع ادامه داد: ارتباط حسی موجود در بین افراد به نحوی است که در برخی مواقع تعجب افراد را بر می انگیزد و در یک ارتباط جمعی این رفتار در بین تک تک فعالان در موسسه گسترش پیدا کرده است.

    مدیر عامل موسسه مهر طه افزود: در برخی مواقع اتفاقاتی در موسسه رقم خورده است که شاید از لحاظ احساس مادارنه تجربه سنگینی بوده است ولی درنهایت تبعیت از قانون و همچنین رعایت پروتکل های حاکم بر این زندگی جمعی، تصمیم گیری را هدایت کرده است.

    این فعال اجتماعی افزود: موسسه با مشارکت های مردمی اداره می شود و افراد حامی موسسه در برخی مواقع نظراتی را در چگونگی برخورد با افراد دارند که تلاش شده است برای کاهش تنش و ادامه راه با تصویب اساسنامه و قواعد رفتار جمعی توسط هیئت امنا و موسس این موضوع کنترل شده و آسیب های احتمالی به افراد و موسسه کاهش پیدا کند.

    زارع گفت: با توجه به روحیه متفاوت افراد و همچنین فرهنگ های گوناگون رفتاری تلاش شده است با ایجاد هماهنگی بین تمام افراد حاضر و داوطلب تنش های رفتاری و آسیب رسان به افراد کاهش پیدا کند و به نوعی با مشارکت دختران حاضر از بار اثرات منفی رفتار و برخوردهای مربیان، افراد تخت پوشش، مدیران و همچنین داوطلبان کاسته شود.

    وی با اشاره به نحوه برخورد با موفقیت و شکست دختران در موسسه خاطر نشان کرد: موسسه مهر طه ها برای تک تک افراد حاضر در این مجموعه به نوعی خانواده محسوب می شود و تمامی احساسی که در یک پیوند خانوادگی می توان متصور بود در این جمع بزرگتر تجربه شده است و موفقیت و شکست تک تک افراد حاضر به نوعی با هم تجربگی معنا پیدا کرده است.

    زارع در پایان با اشاره به برگزاری 14 جشن ازدواج برای دختران در موسسه گفت: جامعه در حال گذر اجتماعی است و با توجه به تجربه موجود و تغییر در فرهنگ و رفتار اجتماعی جامعه چهره مناسب‌تری را به افراد در معرض آسیب به نمایش خواهد گذاشت  و در آینده "حضور افراد در معرض آسیب توانمند شده در اجتماع" اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

     

    کلیپی از پنجمین نشست بررسی ابعاد مادری، از سلسله نشست های گروه جامعه شناسی جنسیت (مطالعات زنان) انجمن جامعه شناسی ایران

    http://www.aparat.com/v/0BzmX

  • فایل های صوتی و تصویری نشست «موانع اجتماعی و الزامات حقوقی تحقق منشور حقوق شهروندی در ایران»

    برگزار کنندگان: گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی و گروه جامعه‌شناسی سیاسی

    زمان:۸اسفند  ۱۳۹۵ 

    با حضور: دکتر محمد فاضلی، کامبیز نوروزی و دکتر احمد بخارایی

    فایلهای صوتی و تصویری این نشست را از لینک زیر دریافت نمایید.

     

    https://goo.gl/photos/PgUWYbwKriMLurv38

     

    برای مشاهده فایل ویدئویی سخنرانی‌ها روی دو تصویر بالای صفحه اصلی، کلیک کنید.  فایل اول شامل ۳سخنرانی و فایل دوم شامل پرسش و پاسخ است.

  • پیام رئیس انجمن بین المللی جامعه شناسی به کنفرانس ضرورت گفتگو در علوم انسانی

    خانم آبراهامخانم مارگارت آبراهام، رئیس انجمن بین المللی جامعه شناسی  که به «دومین کنفرانس بین المللی ضرورت گفتگو در علوم انسانی: دو دهه جهانی شدن علوم انسانی و اجتماعی» دعوت شده بود، نتوانست در این همایش شرکت کند و لی متن صحبتش را به صورت ویدئو فرستاد که در افتتاحیه کنفرانش (چهارشنبه 6 اردیبهشت 96) پخش شد.

    برای مشاهده فایل صوتی و تصویری پیام روی لینک های زیر کلیک کنید.

    فایل تصویری (http://www.aparat.com/v/vNr6m) - حجم فایل: 20.1 مگابایت

    فایل صوتی - حجم فایل: 4.90 مگابایت

     

     

     

  • کار جنسی زنان : مواجهه با مسئله تن‌فروشی در ایران

    کار جنسی زنان2روز دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ موضوع کار جنسی زنان و روسپی‌‌گری در ایران در نشست گروه علمی-تخصصی مسائل و آسیب‌های اجتماعی با حضور دو سخنران، دکتر حسین اسدبیگی (روان‌شناس بالینی و رئیس مرکز فوریت‌های اجتماعی بهزیستی کشور یا اورژانس اجتماعی) و پیام روشنفکر( محقق و دانشجوی دکترای پژوهشی عوامل اجتماعی سلامت) و یک ویدئوی اسکایپ با دکتر سعید مدنی ( جامعه‌شناس و نویسنده) مورد کند و کاو قرار گرفت.

    ابتدا ویدئوی اسکایپ شامل گفت‌و‌گوی دکتر احمد بخارایی (مدیر گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی) با دکتر سعید مدنی، نویسنده کتاب: روسپی‌گری در ایران (چاپ ۱۳۹۵)، به مدت ۴۰ دقیقه پخش شد (لینک ‌فایل‌های صوتی و تصویری این اسکایپ و نیز لینک فایل صوتی سخنرانان پس از پخش ویدئو در پایان این گزارش آمده‌است).

    در گفتگوی انجام شده با دکتر سعید مدنی، دکتر احمد بخارایی به طرح این مقدمه این بحث پرداخت و گفت: به گفته بهزیستی، سن آسیب‌های اجتماعی به 16 سال و سن دختران آسیب‌دیده به کمتر از این سن رسید‌ه‌است. طبق گفته کارشناسان در همایش بررسی آسیب‌های اجتماعی در تهران 8 هزار باند فساد زنان آسیب‌دیده وجود دارد. طبق آمار مرکز بازپروری سازمان بهزیستی 12 درصد زنان آسیب‌دیده خیابانی متاهل‌اند و میانگین سنی آنها 25 سال است. همچنین طبق تحقیقات مرکز پژوهش‌های دانشگاه بهشتی 40 درصد مردان متقاضی، متاهل هستند.

    پس از آن، سعید مدنی (جامعه‌شناس و مولف) که با اسکایپ ضبط شده در جلسه حضور داشت در خصوص لفظ کارگر جنسی اظهار داشت: هر واژه‌ای بار معنایی خاصی دارد. من از موضع یک ناظر اجتماعی با کاربرد هر واژه‌ای که بار منفی نسبت به زنان آسیب‌دیده داشته ‌باشد مخالفم، زیرا این زنان بیش از آنکه توبیخ شوند قربانی جامعه‌ای هستند که زمینه را برای وادار شدن آنها به امور خلاف فراهم می‌کند.

    سعید مدنی افزود: کاربرد واژه کارگر جنسی بیشتر در جوامعی به کار می‌رود که این اعمال یک شغل محسوب می‌شود درحالی که در کشور ما این وضعیت وجود ندارد و از همه مهم‌تر اینکه هرگونه اقدام برای رسمیت دادن به این خشونت همه جانبه به زنان به نوعی تایید وضعیت موجود است و من کاملا با این موضع مخالفم.

    وی خاطرنشان کرد: مطالعات در سطح جهانی نشان داده بیش از 90 درصد زنان آسیب‌دیده روسپی زمانی که از آنها سوال می‌شود آیا از اقدام خود احساس رضایت می‌کنند، تاکید دارند نه تنها از کارشان رضایت ندارند، بلکه از آن متنفر هم هستند. این تنفر نشان می‌دهد هیچ رضایتی در این رابطه وجود ندارد. مطالعات نشان می‌دهد مبنا و انگیزه در این اقدام، تامین درآمد است.

    مدنی تاکید کرد: از این رو اجبار جزء لاینفک زندگی هر زن آسیب‌دیده‌ای است و از همین رو است که من معتقدم آنها قربانی هستند؛ قربانی شرایط و جوامعی که آنان را به سمت این اجبار سوق داده‌است.

    این جامعه‌شناس در تحلیل این آسیب اجتماعی در ایران نیز گفت: باید تاکید کنم وضعیت اجتماعی آن قدر نامطلوب است که کمتر کسی در میان ناظران اجتماعی و مسئولان رسمی پیدا می‌شود که وخامت این وضعیت را انکار کند.خوشبختانه امروز در جامعه پذیرفته شده که با انکار نمی‌توان مشکلی را حل کند. هر چند خیلی دیر به این نتیجه رسیده‌ایم.

    مدنی افزود: مشکلات اجتماعی ایران ریشه‌های ساختاری دارند. در واقع نقش عوامل کلان اقتصادی و اجتماعی در بروز آنها بسیار موثر است. به همین دلیل درمان مسئله‌ای مثل اعتیاد را کمتر می‌توان در خود اعتیاد پیدا کرد، زیرا سیاست‌های کلان نادرست اقتصادی و اجتماعی و عدم توجه به مسائل اجتماعی ما را به سمتی برده که امروز با مجموعه بحران‌های متوالی در این حوزه مواجه هستیم.

    این پژوهشگر اجتماعی تاکید کرد: جدا از 8 سال، از ۸۴ تا ۹۲ که اساساً مسائل اجتماعی مسکوت بودند، در دوره اخیر هم رویکرد حاکم بر دولت، رویکرد آشتی‌جویانه با مسائل اجتماعی نبوده‌است.در واقع اقتصاد دانانی که سکان سیاست‌های اقتصادی دولت را در دست دارند از دیدگاه‌های کلاسیک پیروی می‌کنند و همان طور که اقتصاد و حل مسائلی چون اشتغال و فقر و نابرابری را به دست نامرئی بازار موکول کرده‌اند، مسائل اجتماعی را هم به همین دست‌های نامرئی سپرده‌اند. درحالی که یک رشد بی‌کیفیتی که حاصل سرمایه‌گذاری در بخش نفت، پتروشیمی و تا حدی خودرو است نمی‌تواند مسائل اجتماعی و حتی اقتصادی را حل کند.

    دکتر مدنی گفت: حاکم شدن دیدگاه‌های اقتصادی بر کل برنامه‌‌های توسعه وضعیت به مراتب بدتری را پیش روی ما قرار می‌دهد به همین دلیل به نظر من مجموعه روند موجود به رغم دغدغه‌هایی که اعلام می‌شود، به رغم اشک‌هایی که ریخته می‌شود، به رغم نگرانی‌هایی که ابراز می‌شود و... نمی‌تواند مسئله آسیب‌های اجتماعی ایران را حل کند مگر اینکه دولت توجه مشخصی به سیاست‌های اجتماعی کند.

    مدنی در خصوص سیاست‌های اجتماعی نیز گفت: منظور از سیاست‌های اجتماعی، سیاست‌هایی است که به امور اجتماعی هم شان و هم سطح امور اقتصادی توجه دارند.

    کار جنسی زنان3این جامعه‌شناس در خصوص وجود باندهای فساد اظهار کرد: زنان آسیب‌دیده جزء جمعیت پنهان جامعه قلمداد می‌شوند. از این رو ارزیابی و تخمین آنها بسیار دشوار است. هر چند روش‌هایی برای این کار وجود دارد. من در کتابم با استفاده از این روش‌ها سعی کردم تخمین‌هایی براساس تعداد زندانیان و تعداد افراد بازداشتی داشته باشم. اما به هر حال ما نیازی به عدد و رقم نداریم چون نظام فکری و ارزشی جامعه ایران نشان می‌دهد حتی وجود یک زن آسیب‌دیده هم باید مورد اعتراض و انتقاد قرار گیرد.

    این پژوهشگر با اظهار تاسف گفت: این درحالی است که نه تنها مداخله‌ای برای کنترل و بهبود این وضعیت صورت نگرفته برعکس جامعه در معرض شوک‌ها و تنش‌های اقتصادی و نامطلوب قرار گرفته که فقر و نابرابری افزایش یافته‌است.

    وی نیز در خصوص اصطلاح کارگر جنسی اظهار کرد: شاید به کار بردن واژه کارگر جنسی مقداری بودار باشد. شاید کسانی که از این اصطلاح استفاده می‌کنند، به دنبال قبح‌زدایی هستند. این نام در کشورهایی که به‌عنوان شغل پذیرفته شده است، استفاده می‌شود.

    پس از پخش این ویدئوی اسکایپ، اولین سخنران، دکتر حسین اسدبیگی، روانشناس بالینی و رئیس مرکز فوریت‌های اجتماعی (اورژانس اجتماعی) بهزیستی کشور بود که در ابتدا با اشاره به خدمات اورژانس اجتماعی گفت: در 192 شهرستان، مرکز اورژانس اجتماعی داریم. تاریخچه تاسیس آن به سال 1367 باز می‌گردد که در مراکزی در تهران و مشهد از این زنان نگهداری شد. سال 77 دفتر مداخله در بحران و خانه سلامت به‌منظور کاهش طلاق راه‌اندازی شد و در نیمه دوم سال 78 این مرکز در 9 استان شروع به کار کرد. سال 81 خط تلفن 7رقمیر‌برای تهران در نظر گرفتیم. در سال 83 نیز شماره 123 را برای خط بحران بهزیستی ایجاد کردیم. در سال 87 ، 100 خودرو به این مراکز اختصاص داده شد و نام آن به اورژانس اجتماعی تغییر یافت. در حال حاضر درصدد هستیم برای شهرستان‌های دورافتاده نیز مرکز تاسیس کنیم.

    رئیس اورژانس اجتماعی کشور در خصوص ویژگی‌های اورژانس اجتماعی نیز گفت: شبانه‌روزی و رایگان بودن از ویژگی‌های آن است. اولویت با زنان و کودکان است و تخصصی، به موقع و در دسترس بودن شعار ماست. گروه‌های هدف ما گسترده است: خشونت‌های خانگی، همسرآزاری، زنان آسیب‌دیده اجتماعی، کودکان خیابانی و کار و کلیه افرادی که در شرایط بحرانی به سر می‌برند.در زمینه زنان آسیب دیده، آن‌ها را جذب و در مراکز بهداشتی تحت کنترل قرار می‌دهیم و سعی می‌کنیم افرادی که در خانه نیستند را به خانواده بازگردانیم.

    سخنران دوم برنامه، پيام روشنفکر، دانشجوی دکترای پژوهشی مرکز تحقيقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی بود. وی در ابتدای صحبت، تاريخچه‌ کوتاهی از فعاليت‌های پژوهشی خود طی يک دهه در اين موضوع را شرح داد و افزود که از سال 1384 به عنوان همکار متدولوژی در پروژه‌ دکتر سعید مدنی آغاز و هم اکنون در پروژه ای که در حال حاضر در آن به عنوان مجری مشترک با دکتر وامقی مشغول به پژوهش هستند و در 21 استان کشور درحال اجراست ختم می‌شود. در ادامه‌ بحث به يکی از پژوهش‌های متاخر خود در محله‌ دروازه غار تهران اشاره کرد که با رويکرد اجتماع محور و مشارکتی با زنان دارای کار جنسی به همراه تيمی از همکاران‌شان در مرکز تحقيقات دانشگاه انجام شده و از سال 1392 اغاز و تا تابستان امسال ادامه داشته‌است.

    روشنفکر چهار رويکرد عمده در مواجه با موضوع را رويکرد ممنوعيت‌گرا(Prohibition)، رويکرد کنترلی(control)، رويکرد متساهل يا سهل‌انگار(tolerate) و رويکرد قاعده‌مندساز (regulation) برشمرد که در تقاطع با ديدگاه‌های مختلف جرم انگارانه (criminalization)، مخالفت با بردگی (abolitionism) و جرم زدایانه (legalization) انواع مختلفی به خود مي‌گيرد. سخنران با نشان دادن نقشه‌ وضعيت کارجنسی زنان در جهان عنوان کرد که در مناطق محدودی از جهان اين کار هم قانونی و هم قاعده‌مند است.

    در ادامه بحث، سخنران مروری گذرا بر پروبلماتيک رشته‌های مختلف در زمينه‌ موضوع کارجنسی زنان داشت و گفت: در رشته‌های مختلف پژوهشگران از منظرهای متنوعی به موضوع پرداخته‌اند. به عنوان نمونه در رشته توسعه، بحث‌هایی از منظر مسئله‌ بازماندگان توسعه، هزينه‌های توسعه يا توسعه‌ در خدمت انسان در مقابل توسعه‌ رشدمحور مطرح می‌شود. در اقتصاد نيز بحث‌های متنوعی از جمله در زمينه‌ شکست‌های بازار(market failure) ؛ منطق اقتصادی تجارت و صنعت سکس، بازارهای متداخل ازدواج و سکس و ازدواج حمايتی و موارد مشابه پيرامون اين موضوع وجود دارد. مسئله علوم سلامت عمدتا کنترل انتقال ايدز، سقط جنين، بيماری های مقاربتی و موارد مشابه است. در حقوق و جرم‌شناسی مسایلی چون غيرقانونی ديدن تقاضا برای روسپيگری، مقابله با سازماندهی و موارد مشابه بحث شده‌است. مطالعات خانواده از زاويه‌ تغييرات يا بحران در خانواده‌ هسته‌ای، پيامدهای طلاق، افزايش سن ازدواج، زندگی‌های جايگزين و .. به موضوع پرداخته‌است. روان‌شناسان مسئله را در ارتباط با اختلالات روانی زنان؛ پيامدهای روانی کارجنسی؛ تجربه خشونت جنسی در کودکی، ضعف مهارت‌های زندگی و موارد مشابه بحث کرده‌اند و رشته‌های سياست اجتماعی به حمايت‌های اجتماعی؛ خدمات اجتماعی مورد نياز اين گروه و مواردی اينچنين می‌پردازند.

    اين مرور اجمالی از سوی روشنفکر، مقدمه‌ای برای ورود به بحث مواجهه‌ جامعه‌شناسان با موضوع شد و در اين خصوص ضمن اشاره به ضعف موجود در شناخت جامعه‌شناسانه از اين پديده که ناشی از محدوديت‌هایی است که پژوهشگران اين حوزه طی دهه‌های گذشته با آن مواجه بوده و به نوعی جزو ليست سياه پژوهشی (research black lists) محسوب مي‌شده ‌است، عنوان کرد که اين امر منجر به محدوديت‌هایی برای مداخلات شده ‌است هرچند مختصر تغييراتی در نگاه سياست‌گذاران قابل مشاهده است که ممکن است باعث بهبود شناخت و اقدامات اين حوزه شود.

    کار جنسی زنان1وی در محور ديگری از سخنانش به بحث مايکل بوروی در خصوص انواع فعاليت‌های جامعه‌شناسانه اشاره کرد و با ارجاع به مقاله‌ "بحران در آکادمی" دسته‌بندی وی از انواع چهارگانه‌ جامعه‌شناسی را دستمايه‌ بحث خود قرار داد. بر اين اساس وی نگاه‌های جامعه‌شناسانه به موضوع را در يک تقسيم بندی تحليلی به چهار دسته‌ نگاه حرفه‌ای، سياست‌گذار، انتقادی و نگاه جامعه‌شناسی مردم مدار تفکيک کرد.

    در توضيح اين رويکردها به موضوع و با ذکر اين توضيح که ممکن است ترکيبی از اين رويکردها را بتوان در کارجامعه‌شناسان مشاهده کرد، سخنران کارهای جامعه‌شناسان حرفه ای را دارای زبانی تخصصی و گفتگویی معطوف به درون و بيشتر متاثر از نگاه پوزيتويستی و مسئله پنداشتن کارجنسی زنان و دغدغه‌هایی با فاصله از گروه هدف عنوان کرد هرچند در اين ميان به نگاه کارکردگرایی کلاسيک که مي‌تواند اين پديده را واجد فوايدی بداند نيز اشاره شد. روشنفکر دغدغه‌ جامعه‌شناسان سياستگذار را نيز که عمدتا در رشته‌هایی چون رفاه و خدمات اجتماعی متبلور است را عموما مبتلا به اين آسيب دانست که در پاسخ به مسايل سفارش داده‌شده از سوی سياستگذاران برای مداخله در موضوع شکل مي‌گيرند. هرچند در اين زمينه نيز مي‌توان نقشی اصلاحی متصور بود اما فاصله‌ اين نگاه با جهان گروه هدف حتی بيشتر از گروه اول است.

    سخنران دو گرايش عمده در نگاه انتقادی را مثال زد و افزود: يکی که مسئله را در ارتباط با نقد نظام سرمايه داری و کالایی شدن روابط جنسی و مسايلی چون تجارت سکس، بيگانگی و اشکال برده‌داری نوين تحليل مي‌کند و ديگری که در نقد مردسالاری در ديدگاه‌های فمینيستها در سه جريان مختلف؛ موافقين (ليبرال يا سويسال فمینيستها يا حتی فمینيستهای پروستيتوت)، مخالفين و جريان سوم دنبال می‌شود. اما توجه سخنران به نگاه جامعه‌شناسی مردم مدار بود که با نقل قولی از پائولو فريره آنرا توضيح داد که معتقد است:

    حقیقت آن است که ستمدیدگان نه در حاشیه‌اند و نه کسانی هستند که در بیرون از جامعه زندگی می‌کنند. آنها همیشه داخل جامعه بوده‌اند. داخل نهادی که از آنها موجوداتی برای دیگران ساخته‌است و راه حل مسئله ترکیب شدن آنها با نهاد ستمگری نیست بلکه تغییر دادن آن نهاد به شکلی است که آنها بتوانند تبدیل به موجوداتی برای خود شوند...

    Freire, P. (1970). Pedagogy of the Oppressed. New York, Continuum

    روشنفکر ادامه داد: با اين نگاه آن دسته از زنان دارای کار جنسی فرودست و ستمديده که در فقدان کارآمدی نهادهای اجتماعی ناگزير به نوعی راه حل تن داده‌اند خودشان بخشی از تبيين کنندگان موضوع و نيز بخشی از راه حل قلمداد می‌شوند. روشنفکر، کار جامعه‌شناسانه با اين رويکرد را ناگزير از استفاده از زبانی متفاوت از زبان تخصصی و مرتبط با گروه هدف دانست. کاری که به گفته‌ وی اگر بخشی از حضار اين جلسه از خود اين گروه بودند ميبايست بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. روش‌شناسی اين گونه کارها عمدتا مشارکتی و کيفی بوده و در پژوهشهای عملی(action research) ميتوان نمونه‌هایی از آن را يافت که سخنران پژوهش مورد اشاره‌ خود در محله دروازه غار را متاثر از اين ديدگاه عنوان کرد. تجربه‌ای که در آن گروهی از زنان دارای کارجنسی به هم پيوستند و با کمک تسهيل‌گران و بخشی از سازمان‌های جامعه‌ مدنی و گروهی از زنان داوطلب محلی برای پيشگيری از رفتارهای پرخطر جنسی در اجتماع‌ شان بسيج شدند و ابتکارات شگفت انگيزی را طی دو سال و نيم محقق کردند که ارزيابی‌های مشارکتی و علمی گروه پژوهش مويد اثر بخشی آنها بوده ‌است.

     

    لینک‌های مربوط به فایل‌های تصویری و صوتی این نشست

    ۱- لینک فایل «ویدئوی» اسکایپ (تصویری) دکتر احمد بخارایی با دکتر سعید مدنی در مورد روسپی‌گری( آبان ۹۵):

    http://www.aparat.com/v/YBCI7

    ۲- لینک فایل «صوتی» اسکایپ دکتر احمد بخارایی با دکتر سعید مدنی در مورد روسپی‌گری( آبان ۹۵):

    http://www.mediafire.com/file/1o9rbq5dvdzv2z9/Prostitution+in+IRAN+-+Saead+Madani+-+Ahmad+Bokharaei+2016.mp3

    ۳- لینک فایل «صوتی» دو سخنران، دکتر حسین اسدبیگی و پیام روشنفکر در نشست «کار جنسی زنان »( آبان ۹۵)

    http://www.mediafire.com/file/dmzfiaump03ubi6/prostitution+in+Iran-ISA-Madani-asadbeigi-roshanfekr-2016.amr