اندیشه‌هایی درباره علل عقب‌ماندگی تحقیقات شهری در ایران

اعظم خاتم
تردیدی نیست که طی دهه‌های گذشته تقریباً تمام بودجه پژوهش‌های شهری توسط مراکز تحقیقات دولتی (و یا محققان دانشگاهی طرف قرارداد آن‌ها) و به سفارش دستگاه‌های اجرایی صرف تحقیق کاربردی محض شده است. در نتیجه، موضوع تحقیق شهری و پرسش‌های آن با دیدگاه‌ها و نیازهای اجرایی شکل یافته و پرسش‌های کلان‌تر و پایه‌ای‌تر درباره شهر‌ها اصولاً جایی برای طرح و تبدیل به پروژه شهری نداشته است: درباره پرسش‌های کلان، یک نمونه آن تحقیق اجتماعی (فرا‌تر از کالبد) درباره تاریخ شکل‌گیری فضاهای شهری مدرن است که در ایران به ندرت صورت می‌گیرد. 

نمونه‌های دیگر، تحقیق درباره تعارضات شهری از جمله فقر یا جدانشینی‌های قومی و دینی و غیره است، یا تغییر و تصرف فضای شهری توسط گروه‌های مختلف اجتماعی یا سرمایه و مالکیت‌هایی که به در استطاعت بودن یک شهر و برحفظ حقوق سکونت مردم در شهر موثر است. یا تحول معنای فضای عمومی و خصوصی در شهر یا این‌ها موضوعاتی است که در بخش دولتی ممکن است خواهانی نداشته باشد بنابراین مطالعه نمی‌شود. در مورد پرسش‌های پایه (نظری) در وضعیت بدتری هستیم که ضعف آن اصولاً مربوط به دانشگاه است و به تحقیقات دولتی هم سرایت می‌کند. به هر حال صرف نظر از حذف پرسش‌های کلان و پایه درباره توسعه شهری، ویژگی دیگر تحقیقات دولتی آن است که نتایج آن‌ها وارد حوزه بحث آکادمی علوم اجتماعی نمی‌شود. برای نمونه مطالعات طرح جامع تهران در باره شهر جهانی یا تمرکز زدایی از تهران یا مهاجرت به تهران هم اکنون پس از گذشت سال‌ها به ندرت به صورت کتاب منتشر شده و در دسترس محققان دانشگاه و محققان مستقلی که می‌توانند به توسعه نظریه شهری کمک کنند قرار گرفته است

.
وضعیت تحقیقات شهری در دانشگاه اصولاً قابل اعتنا نیست چون درایران بر خلاف کشورهای دیگر که تقریباً همه دانشگاه‌های معتبر یک مرکز تحقیقات شهری دارند که پروژه‌های مهم و طولانی مدت در زمینه شهر‌شناسی را دنبال می‌کنند، هیچ مرکز تحقیقات دانشگاهی برای شهر‌ها وجود ندارد. در کشورهای دیگر مهم‌ترین جای نظریه‌پردازی درباره شهر‌ها دانشگاه و افراد فعال در مراکز تحقیقات شهری آن هستند. دولت هم به آن‌ها بودجه نمی‌دهد بلکه بنیادهای عمده تأمین مالی تحقیقات وجود دارند که همه تحقیقات، اعم از شیمی و فیزیک تا علوم اجتماعی را در یک فضای رقابت علمی تامین مالی می‌کنند. بودجه‌های تحقیقات آنها به سطوح مختلفی تقسیم شده که از سطح دانشجوی دکتری تا اساتید به صورت منفرد یا مراکز تحقیقاتی می‌توانند برایشان طرح بفرستند. در واقع آن‌ها موضوع تحقیق را تعریف نمی‌کنند و این جامعه دانشگاهی است که پرسش‌ها را تعریف می‌کند. هر چند این بنیاد‌ها با انتخاب و تامین مالی برخی طرح‌ها عملا در روند تعریف پرسش‌ها بی‌تاثیر نیستند اما چون اعضای تصمیم‌گیرنده آن‌ها معمولا از میان محققان برجسته هر حوزه هستند شانس تامین مالی طرح‌های تحقیقاتی نوآور و اثرگذار وجود دارد. البته در تاریخ نظریه‌پردازی شهری مثل سایر حوزه‌های علوم اجتماعی بوده‌اند کسانی مثل جین جیکوب یا بنجامین که روزنامه نگار یا فیلسوف بودند و آثار مهمی در باره شهر نوشتند اما هم در اوایل قرن گذشته که بنیان‌گذاران جامعه‌شناسی کارهای اصلی را درباره شهر و مدرنیته کردند (مثل وبر و لفور) و هم الان که موضوع شهر خیلی گسترده شده، اکثر نظریه‌پردازان مثل کاستلز، نیل اسمیت (درباره توسعه ناموزون و اعیانی سازی)، هاروی، ساسکیا ساسن (شهر جهانی)، لیلا ابو لقد، نیل برنر، شارون زکین و دوریان مسی وغیره دانشگاهی هستند.
علت اینکه نظریه‌پردازی شهری علی‌رغم وفور مراکز تحقیقات دولتی و عمومی باز هم به تولید نظری دانشگاه وابسته است، حتی به دانشگاهی که علوم اجتماعی آن رشته شهر‌شناسی یا مطالعات شهری ندارد و تعداد درس‌های مرتبط آن در دوره کار‌شناسی علوم اجتماعی از یکی دو درس فرا‌تر نمی‌رود، روشن است: بین تولید نظریه شهری و دیگر نظریه‌های اجتماعی مثل نظریه‌پردازی درباره مدرنیته، توسعه، جنبش‌های اجتماعی و دولت پیوند عمیقی برقرار است. در واقع نظریه شهری به موضوع ارتباط فضا و جغرافیا با تحولات فوق مربوط است. ادعای نظریه شهری این است که هیچ‌کدام از این تجارب فارغ از جغرافیا و فضا نبوده است همان‌طور که فارغ از تاریخ و زمان نبوده است. حالا در مملکتی که علوم اجتماعی‌اش در حضیض است و به سختی می‌کوشد تاریخ را در حدی محدود و بیشتر در قالب درک فاصله تاریخی خود با تجربه غرب وارد علوم اجتماعی کند و مثلاً به فاصله تاریخی خود با چین و کره و ژاپن و همسایه‌اش ترکیه کاری ندارد، عجیب نیست که نظریه‌پردازی در باره فضا و تحلیل تفاوت تجارب اجتماعی در متن‌های جغرافیایی و فضایی متفاوت به تعویق ناجوری دچار شده است. در نتیجه ما در دانشگاه هم مسائل شهری را در حدود موضوعات کاربردی شهری دنبال می‌کنیم. این موضوعات کاربردی یا همراه با خود رشته جامعه‌شناسی پنجاه سال پیش از غرب وارد کشور شد، مثل جرم و نابرابری در فضای شهری که یکی از موضوعات پر طرفدار در مکتب شیکاگو است یا اینکه آن‌ها را ازتحقیقات دولتی وام گرفتیم.
به نظرمن سه نظریه عمده شهری جای خود را فضای دانشگاهی ما باز کرده است: اول نظریه منتسب به مکتب شیکاگوست که مسائل شهر‌های صنعتی را با دیدگاه اکولوژی شهری و نوعی داروینیسم اجتماعی دنبال می‌کند و چون به اندازه‌گیری مشکلات و استخراج نتایج برای پیشنهاد اصلاح گرایش دارد، با دیگاه اثبات‌گرایی که بر جامعه‌شناسی ما مسلط است، خوانایی داشته است. این نحله فکری که در مطالعات مهاجرت و آسیب‌شناسی محلات شهری به کار گرفته شد، به تولید تحقیقات مهمی منجر نشده چون کمیت‌گرایی رو به رشد که در خدمت پوزیتیویسم بوده آن را حتی از اندیشه و قدرت تحلیل آثار بنیان‌گذاران این مکتب دور کرده است. نظریه دیگری که در ایران جا باز کرد و ماندگار شد، نظریه وابستگی و شهرنشینی است که بر خلاف مکتب شیکاگو، دیدگاهی کلان نسبت به توسعه و مدرنیزاسیون و شهر دارد اما در این کلان‌نگری، به تکرار کلیات چارچوب نظری نظام جهانی والرشتاین در حوزه شهرنشینی یا اقتصاد سیاسی فضا در قالب نظریه توسعه نیافتگی و شهر اکتفا کرده است. این نظریه با فعالیت گروه تحقیقات شهری و منطقه‌ای در دانشگاه ملی آن زمان از نیمه دهه پنجاه در تحقیقات شهری ایران عمده شد و به رغم آن‌که کتاب‌های ترجمه و تا حدی تألیفی مهمی تا ابتدای دهه شصت به تحلیل شهری ایران ارائه کرد، در طول دو دهه گذشته که موضوع وابستگی به تدریج از دایره علایق تحقیقی ما خارج شد، از خلق آثار تازه و عرضه بحث جان‌داری در حوزه مسائل شهری کشور ناتوان بوده و به تکرار خود رسیده است. مهاجرت بی‌رویه، شهرنشینی زیاده از حد، تمرکز یا بزرگ سری شهری (ماکروسفالی) از جمله مفاهیم اصلی این نظریه است که تکرار آن‌ها خوشایند مسئولین و مدیرانی است که در نتیجه ناکامی در حل مسائل شهری به فراروایت‌های ساختاری و تاریخی درباره جامعه ایران علاقه زیادی پیدا کرده‌اند. باید به این دو نظریه دیدگاه مطالعات فرهنگی را که اخیراً تحقیقاتی را در حوزه شهری (مثل مطالعه پاساژ‌ها و فضای عمومی) انجام داده اضافه کنم که با الهام از بنجامین و انسان‌شناسان متأخر می‌کوشد سوژه مدرنیته را از طریق بررسی فضای شهری دنبال کند. تحقیقات شهری از منظر مدرنیته و فضا شاید تنها دستاورد نظری علوم اجتماعی ما درحوزه شهر است که بیشتر آن را مدیون توجه مطالعات فرهنگی به موضوع فضا هستیم تا نظریه‌های شهر‌شناسی به موضوع فرهنگ.
ما باید درباره نقش دانشگاه در ایران در حوزه تحقیقات شهری به طور جدی‌تری فکر کنیم، چون بدون تحول در این بخش امیدی به تحول پژوهش شهری در کشورنمی‌توان داشت.

همه حقوق این پایگاه برای «انجمن جامعه‌شناسی ایران» محفوظ است. (خبرخوان - RSS)

Powered By: KhorshidChehr