انجمن جامعه‌شناسی ایران

دکتر سید حسین سراج‏زاده: فقدان تفکر مدرن و انتقادی در جامعه و دانشگاه، مانعی برای رشد دانش


دکتر حسین سراج‏زاده فقدان تفکر مدرن و انتقادی را در سطح جامعه و دانشگاه از مهم‏ترین موانع رشد علوم اجتماعی در ایران می‏داند.
او که مدرک دکتری خود را در رشته جامعه شناسی در دانشگاه اسکس انگلستان اخذ نموده و هم اکنون یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه تربیت معلم تهران است، در آستانه برگزاری همایش مسایل بررسی علوم اجتماعی ایران در گفت و گو که با خبرنامه انجمن گفت:”موضوع علوم اجتماعی در ایران را باید در ارتباط با جایگاه دانشگاه در جامعه و در یک تحلیل تاریخی دید. در این باره تقریباً اجماعی کلی وجود دارد که دانشگاه تحت تأثیر عوامل برون‏زا در جامعه ایران به عنوان یک نهاد مدرن علمی و آموزشی برای پاسخ گفتن به برخی نیازهای توسعه‏ای جامعه و نیازهایی که اصولاً علم قادر به پاسخگویی به آنهاست، شکل گرفته است. در واقع باید گفت دانشگاه سازمان مدرنی است و متأثر از رابطه ایران با جوامع غربی در حالی وارد جامعه ما شده که ساختار سیاسی و تفکر غالب جامعه هنوز سنتی بوده و آمادگی پذیرش این نهاد را با مقتضیات و چارچوب‏های خود نداشته‏اند. در حالی که براساس بحث‏هایی که درباره دانشگاه مطرح می‏شود، علم مدرن به تعبیر مرتون دارای یکسری مقتضیات هنجاری شامل بی‏طرفی عاطفی و شک‏های سازمان یافته است. تردید نسبت به یافته‏های پیشین و تلاش برای تفکر انتقادی نسبت به آنها از آموزه‏های مسلم دانشگاهی است. در نتیجه، لازمه پذیرش نقش دانشگاه در جامعه اشاعه و پذیرش نوعی تفکر انتقادی نسبت به امور است و این ویژگی در رشته‏های علوم اجتماعی برجسته‏تر خود را نشان می‏دهد و فقدان آن یکی از موانع عمده رشد این رشته بوده است. همین امر سبب شده که این نهاد مدرن از گذشته و تا حدی تا امروز نتواند جایگاه خود را در جامعه ایجاد کند. معنی دیگر حرف من این است که رشد نهاد علم در هر جامعه‏ای از جمله جامعه ایران به دموکراتیزه شدن جامعه بستگی زیادی دارد و این امر همچنان برای علوم انسانی و اجتماعی موضوع با اهمیت‏تری تلقی می شود. در واقع به میزانی که فضای گفت و گوی آزاد و نقادانه در جامعه و نهادهای آموزشی فراهم شود می‏توان انتظار داشت که علوم اجتماعی رشد بیشتری داشته و مسائل و موضوعات مطرح در سطح جامعه را وارد مباحث و گفت و گوهای درون دانشگاهی خود کرده و پژوهش‏هایی در دانشگاه صورت گیرد تا دست مایه رشد و تحول علوم اجتماعی نیز گردد.
نکته دیگر اینکه اصولاً دانش اجتماعی و به خصوص جامعه‏شناسی برخاسته از تفکر مدرن است که همان طور که گفتم،این تفکر به ویژه در جامعه ما حتی در نهادهای علمی خیلی رسوخ و نفوذ نداشته است“.
دکتر سراج‏زاده با اشاره به دوره‏های ابتدایی حضور علوم اجتماعی در ایران و نبود منابع کافی حتی در درس‏های مهمی مثل نظریه‏های جامعه‏شناسی و روش تحقیق و حوزه‏های تخصصی جامعه‏شناسی، رشد کمی علوم اجتماعی در کشور را دارای تأثیری دیالکتیکی بر توسعه این علوم می داند و معتقد است که نتایج مثبت ناشی از این تحول و رشد بیش از جنبه‏های منفی آن بوده است. او در این باره استدلال می‏کند که با توسعه تحصیلات تکمیلی در این رشته‏ها و دایر شدن دوره‏های کارشناسی ارشد و دکتری، شمار قابل توجهی از افراد و اعضای هیأت علمی درگیر آموزش و پژوهش شده اند و در همین راستا انتخاب موضوعات نوعاً اجتماعی در پایان‏نامه‏های این مقاطع که گاه به عنوان پروژه‏های تحقیقاتی دنبال ‏شده، در رشد این حوزه علمی بی تاثیر نبوده اند و به بیان دیگر، این افزایش کمی به رسوخ و نفوذ هرچه بیشتر تفکر جامعه‏شناسانه در حوزه‏های دانشگاهی و تا حدی در سطح جامعه و مدیریت‏های کلان کمک کرده است.از سوی دیگر به مدد شکل گیری نهضتی که می‏توان نام آن را نهضت ترجمه گذاشت، آثار ترجمه شده و تألیفات در رشته‏های علوم اجتماعی افزایش چشمگیری داشته و امروز، در مقایسه با چند دهه قبل، کتاب‏ها و منابع متعددی در نظریه‏ها، روش تحقیق و حوزه‏های تخصصی جامعه‏شناسی در اختیار و دسترس دانشجویان قرار دارد.
بنا به تعبیر وی، رشد کمی صورت گرفته زمینه لازم را برای نوعی ارتقاء کیفی قابل ملاحظه ایجاد کرده، هرچند که هنوز دانش اجتماعی از فقدان نوعی تفکر مدرن در سطح جامعه و سازمان‏های مدیریتی و سیاسی رنج می برد و از این حیث با محدودیت‏هایی روبرو است.
سراج زاده در عین حال تاکید دارد: ”این کمیت‏گرایی البته تأثیر معکوسی و دیالکتیکی هم می‏تواند داشته باشد به این ترتیب که افزایش کمیت‏ها گاه عملاً بیشتر از ظرفیت و توان نهادهای آموزشی ما بوده و این هم عاملی شده که اساتید و اعضای هیأت علمی کمتر به پژوهش، تولید علمی، تأمل و تفکر در مورد موضوعات اساسی جامعه بپردازند اما در مجموع این تحول کمی، عوارض مثبتی بیش از جنبه‏های منفی داشته است که می‏توان انتظار داشت که با حمایت های دولتی بیش از این نیز تقویت شود“.
دکتر سراج‏زاده در بیان موانع اصلی رشد علوم اجتماعی، نیز با اشاره دوباره‏ به بحث دموکراتیزه شدن جامعه، دانشگاه و رسوخ تفکر مدرن، گفت: ”در این باره ما هنوز شاهدیم که برخی گفت و گوهای جدی علمی خارج از محیط‏های دانشگاهی صورت می‏گیرد و گاه نوعی محافظه‏کاری بر این محیط‏ها حاکم است. فعالیت اصلی برخی از افراد تولیدکننده فکر نیز در عرصه اجتماعی خارج از محیط‏های دانشگاهی و خارج از مجلات و نشریات آکادمیک است در حالی که فکر می‏کنم باید عمدتاً محیط‏های دانشگاهی عرصه نوعی گفت و گوی انتقادی و آزاد در زمینه مسائل و موضوعات اجتماعی باشد و راه‏حل‏ها و دیدگاه‏های مختلف در این نوع گفت و گوها مطرح شوند و ما را به سمت شکل‏گیری مکتب‏های فکری در حوزه جامعه‏شناسی ببرند؛ چیزی که در ایران هنوز به صورت بارز و برجسته‏ای در حوزه علوم اجتماعی نداریم و شاید دلیل آن، این باشد که هنوز به صورت عمیق و موثری وارد گفت و گوهای فکری در این زمینه نشده‏ایم“.
وی در ادامه، یکی از کارکردهای برگزاری همایش‏هایی مثل همایش مسائل علوم اجتماعی ایران را شکل گرفتن فضای گفت و گو درباره موضوع و به وجود آمدن نوعی بصیرت و اجماع میان کنشگران دانست و تصریح کرد: ”البته هیچ‏کس انتظار ندارد که با برگزاری یک همایش یا حتی چندین همایش موضوعی به تمام و کمال حل شود و همه جوانب آن روشن شده و راه حل‏ها بیرون آید و از آن پس خاطر همگان آسوده شود اما چنین همایش‏هایی می‏تواند کمک کند که نوعی تعامل و تضارب آراء بین اهل نظر و مدیران اجتماعی در رابطه با موضوع مورد نظر ایجاد شود. تصور من این است که می‏توان از این همایش انتظار داشت که به گفت و گوهای صریح‏تر، شفاف‏تر و طرح مسائل کمک کند“.
وی افزود: ”من فکر می‏کنم درباره توانمندی‏های علوم اجتماعی باید نوعی واقع‏بینی ایجاد شود چه در رابطه با این همایش و چه همایش‏های دیگری که حتی درباره موضوعات دیگر برگزار می‏شود. علوم اجتماعی از جمله علومی نیستند که با بحث و گفت و گو راه‏حل نهایی را ارائه دهند. به نظر من، صاحبنظران علوم اجتماعی گاهی اگر بتوانند در جامعه و در بین اهل نظر نوعی بصیرت و واقع بینی درباره اینکه چه توقعاتی نباید داشت و چه چیزهایی امکان‏پذیر نیست ایجاد کنند و تلاش نمایند که برای هر موضوع فرهنگی و اجتماعی هدف‏گذاری‏های واقع‏بینانه‏ای صورت گیرد و دست نایافتنی‏ها شناخته شده و معرفی شوند، کار بزرگی انجام داده اند. این بحث در موضوع آموزش این علوم هم صدق می‏کند یعنی اگر این همایش‏ها بتوانند نوعی ادراک و تحلیل واقع‏بینانه از شرایط ایجاد کنند و ما را به نقطه اجماعی برسانند که چه چیزهایی قابل وصول و چه چیزهایی امکان‏ناپذیر است و اجمالاً چه راه‏هایی را می‏توان برای رسیدن به مقاصد مورد نظر طی کرد، کمک بزرگی کرده‏اند. البته این گفته و گوها همچنین به تعریف هویت مشخص‏تر اهل این رشته و انسجام صنفی آنها نیز کمک می‏کند که این امر باز می‏تواند نقش مهمی در تأثیرگذاری برجسته‏تر این گروه در تمشیت امور مربوط به رشته و احیاناً طرح برخی مسائل عمومی‏تر جامعه، داشته باشد“.

همه حقوق این پایگاه برای انجمن جامعه‌شناسی ایران محفوظ است.