گزارش حضور نمایندگان انجمن در کنفرانس ازرک در بانکوک

assrac.jpg

شیرین احمدنیا*

هجدهمین کنفرانس دو سالانه‌ عمومی انجمن شوراهای تحقیقات علوم اجتماعی آسیا و اقیانوسیه [AASSREC]** با موضوع "چندفرهنگی‌گرایی در دنیایی جهانی شونده: دیدگاه‌های کشورهای آسیایی و اقیانوسیه (Multiculturalism in a Globalizing World: Views from the Asia-Pacific) " در روزهای پنجم تا هفتم شهریور 1388 (27 الی 29 اگوست سال 2009) در شهر بانکوک و به میزبانی شورای تحقیقات ملی تایلند برگزار شد. در این کنفرانس، دکتر سیدحسین سراج‌زاده، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران، به عنوان نماینده‌ انجمن و دکتر شیرین احمدنیا، عضو هیأت مدیره انجمن، به عنوان ارائه دهنده‌ گزارش کشوری ایران شرکت داشتند. در چارچوب این همایش آسیایی، به غیر از ایران، نمایندگانی از کشورهای تایلند، هندوستان، سری‌لانکا، جمهوری کره، فیلیپین، چین، نیوزیلند، مالزی، ژاپن، اندونزی، بنگلادش، استرالیا، تایوان و پاکستان حضور داشته و به ارائه سخنرانی پرداختند.
براساس اساسنامه ازرک، ریاست ازرک برای مدت دو سال بر عهده کشور میزبان کنفرانس دو سالانه بعدی خواهد بود. بر همین اساس، در جلسه شورای عمومی کنفرانس که با حضور نمایندگان کشورها برگزار شد، ریاست ازرک از کشور تایلند (برگزارکننده نشست امسال) به کشور اندونزی که میزبان کنفرانس سال 2011 خواهد بود، تفویض شد. به این ترتیب خانم دوی فورتونا انوار (Dewi Fortuna Anwar) رئیس شورای تحقیقات علوم اجتماعی اندونزی برای مدت دو سال ریاست ازرک را به عهده خواهد داشت.
در سخنرانی مقدماتی این کنفرانس، دکتر تانت آفورنسوان (Thanet Aphornsuvan)، استاد دانشگاه تاماسات بانکوک، مفهوم "چندفرهنگی‌گرایی"، تاریخچه‌ این ایده و موانع و محدودیت‌های سر راه گسترش آن را مورد اشاره قرار داد. او گفت که این مفهوم در دهه‌های آخر قرن بیستم، یعنی در جریان جای‌گزینی تدریجی جامعه‌ صنعتی با جامعه اطلاعاتی، مورد استقبال عمومی قرار گرفته؛ زمانی که فرایند جهانی شدن بر عمق و شدت ترویج ایده‌ها و اطلاعات افزوده است. وی همچنین توضیح داد: مفهوم "چندفرهنگی‌گرایی" تاکنون، به معنای تنوع فرهنگ‌ها، هم‌زیستی انواع قومیت‌ها و نژادها، پذیرش فرهنگ‌های که‌تر (inferior) و جریان مبادله‌ ایده‌ها و فرهنگ‌ها تعبیر شده است. این مفهوم در ایالات متحده، به عنوان نهضتی اجتماعی و سیاسی شناخته می‌شود که تفاوت‌های موجود میان افراد و گروه‌ها را در حکم منبع بالقوه‌ قدرت و تولید در نظر می‌گیرد و از وجود تنوع تجربیات و پیشینه‌های متفاوت نژادی، قومی، جنسیتی و یا پایگاه‌های اجتماعی اقتصادی جامعه استقبال می‌کند. به بیان دیگر، نهضتی است که می‌کوشد ایده‌آل‌هایی چون برابری، عدالت، آزادی و احترام به افراد و گروه‌ها را به عنوان اصلی بنیادین در جهت رشد و پیشرفت کشور مورد تأکید قرار دهد. به زعم وی، در جهان امروز شاهد این هستیم که جریان ایده‌ها و افکار پیچیدگی بیشتری یافته، فرهنگ‌های محلی و ایده‌ها‌یشان با چالش روبه‌رو می‌شوند و اقلیت‌ها برای محافظت از هویت فرهنگی خویش در درون دولت ـ ملت‌ها تکاپو می‌کنند.
در ادامه این کنفرانس، دکتر داریل میسر (Darryl Macer)، رئیس دفتر منطقه‌ای یونسکو در بانکوک، در سخنرانی خود با اشاره به نقش علوم اجتماعی، در مقام "نیروی محرکه و معرف چندفرهنگ‌گرایی" به نیاز فزاینده‌ تولید سیاست‌های تحقیقاتی هم‌راستا با اهداف علوم اجتماعی در جهت ارتقای درک متقابل و گفت‌وگوی میان جوامع تأکید ورزید.
دکتر لیخیت دیراوین (Likhit Dhiravegin)، محقق ارشد انستیتوی سلطنتی تایلند نیز در سخنرانی خود در خصوص کشور تایلند در ارتباط با چندفرهنگی‌گرایی و جهانی شدن، به طرح مباحث و داعیه‌های موافقین و مخالفین این دو اصطلاح در عرصه ادبیات موجود پرداخت. به گفته او، "چندفرهنگی‌گرایی" حکایت از وجود فرهنگ‌های متنوع دارد که در یک هم‌زیستی در چارچوب فرهنگ مسلط در یک جامعه مفروض، در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. آن‌ها که به "نسبیت فرهنگی" قائل‌اند، قطعاً از این پدیده به عنوان پدیده‌ای مثبت و مطلوب یاد می‌کنند که می‌تواند به دمکراسی که همانا به رسمیت شناختن حقوق سیاسی و برابری همه شهروندان است، بیانجامد. اما آن‌ها که به این پدیده با دید انتقادی می‌نگرند، ادعای چندفرهنگی‌گرایی را نوعی تهدید سیاسی نسبت به گروه غالب، یعنی اکثریت، تلقی می‌کنند. اعضای اقلیت با ایستادگی در مقابل جریان همسان شدن با فرهنگ مسلط یا همان جریان اجتماعی غالب، دستیابی به هویت ملی را ناممکن ساخته و نقش هویت بخش آن را زیر سوال می‌برند. به همین ترتیب، "جهانی شدن" نیز از دید مثبت، به عنوان تسهیل کننده‌ جریان آزاد اطلاعات، تجارت آزاد، بسامد بیشتر ارتباط میان مردمان با فرهنگ‌های گوناگون، توسعه سرمایه‌گذاری خارجی، انتقال تکنولوژی، همکاری علمی و نظایر آن تحسین شده و در عین حال، از سوی دیگر، به دلایلی همچون زوال ارزش‌های سنتی، استثمار ملت‌های فقیر از سوی ملت‌های ثروتمندتر، تزاید مصرف انرژی منتهی به تأثیرات گلخانه‌ای بر اثر افزایش گرمایش جهانی، مصرف‌گرایی و فزونی مادی‌گرایی، مورد انتقاداتی قرار گرفته است. این سخنران در خصوص کشور تایلند افزود: تایلند، دولت- ملتی مدرن، شکل گرفته در سال 1892 میلادی، متشکل از پنجاه و اندی گروه قومی است که در این میان، قوم تای ((Tai گروه قومی مسلط به حساب می‌آید. اما سیاست دولت پادشاهی تمرکزگرای این کشور، از بدو تأسیس به قومیت‌ها اجازه داده میراث فرهنگی خود را در عین وفاداری به مفهوم دولت-ملت تایلند حفظ کنند.
سخنران بعدی این کنفرانس، دکتر کالینگا تودور سیلوا (Kalinga Tudor Silva)، از کشور سری‌لانکا، با مروری بر جریانات سیاسی، تاریخچه شکل‌گیری سری‌لانکا و موقعیت مکانی‌ آن که نقطه‌ رویارویی و اقامت مردمانی از سراسر جهان بوده است، نسبت خاص این کشور با مباحث جهانی شدن و چند فرهنگی‌گرایی را مورد تأکید ویژه قرار داد و نتیجه گرفت که برای نیل به شرایط صلح، ثبات و پیشرفت سریع اقتصادی و اجتماعی، نوعی اعتماد نوین میان‌فرهنگی، به ویژه در عرصه‌ آموزش، رسانه‌های جمعی و سیاست‌های زبانی و فرهنگی جریان، توأم با تمرکززدایی فزاینده قدرت، گسترش ساختار فرصت‌ها، و تضمین حقوق بشر در همه‌ سطوح ضرورت می‌یابد.
از کشور جمهوری کره، دکتر جونگ وان لی (Jong Won Lee) در مقاله‌ خود تحت عنوان "مسائل عصر حاضر در جریان انتقال از یک جامعه‌ همگن به جامعه‌ چندفرهنگی در کره جنوبی"، به شرح مسائل جمعیتی جاری، از قبیل مشکلات سالمند شدن جمعیت و سیاست‌های ناظر به افراد خارجی‌ ساکن کره برای مقابله با آن‌ها پرداخت. او توضیح داد که جامعه‌ کره از سال 2000 میلادی، روند سالمند شدن را تجربه کرده و از سال 2008، جامعه‌ای سالمند به حساب می‌آید که به شدت با پدیده رشد منفی جمعیت درگیر است. از این‌رو برای جبران رشد منفی جمعیت، نیاز به تجدید نظر در سیاست‌های مهاجرت به این کشور احساس می‌شود و مسئولان جامعه، با بازنگری در نگرش‌های پیشین نسبت به مهاجران که تصور می‌شود امروز می‌توانند در دستیابی به مشکلات جمعیتی این کشور نقش مثبتی ایفا کنند، از پدیده‌ چندفرهنگی‌گرایی استقبال می‌کنند.
در ادامه، وانگ کپینگ (Wang Keping) از کشور چین، چندفرهنگی‌گرایی را به عنوان شکلی از اندیشه مبتنی بر نگاهی آزاد اندیشانه و عاری از جانبداری نسبت به واقعیت عینی تنوع فرهنگی (cultural diversity) مورد اشاره قرار داد. وی در بحث خود، با ارجاع به عبارت "هارمونی بدون هم‌شکلی (harmony without uniformity)" به عنوان مفهومی چینی که از افکار کنفسیوس برخاسته، توضیح داد که منظور از آن، ایجاد هماهنگی در مورد تفاوت‌ها به شکل ارگانیک و بدون نیاز به قالب‌بندی تفاوت‌ها به صورت مکانیکی است که به اعتقاد وی، همان تنوع در عین یگانگی محسوب می‌شود.
دیوید تورنز (David C. Thorns) و همکارانش در گزارشی تحت عنوان "دو فرهنگی‌گرایی (Biculuralism)، هویت‌های فرهنگی و جهانی شدن" از زاویه دید شهروندان جامعه آئوتآروآ در نیوزیلند، به بررسی موضوع مطرح شده در این همایش پرداختند و در این زمینه، مسأله روابط قدرت حاکم میان دو دسته عمده از ساکنان این سرزمین به نام مآئوری‌ها که بومیان منطقه آئوتآروآ هستند و گروه‌های مهاجر دیگری که بومیان منطقه اقیانوسیه (پولینزی) هستند را مورد توجه قرار دادند. بنا به نظر ایشان، مسأله بومیان و رعایت ارزش‌ها و حفظ حقوق ایشان در برابر قوانین مستقر شده از سوی قوای انگلیسی وقت، بر مسائل جهانی شدن در این منطقه مقدم است.
زواوی ابراهیم (Zawawi Ibrahim) و لی یوک فی (Lee Zok Fee) از کشور مالزی، در گزارش خود به تجربه این کشور در زمینه چندفرهنگی‌گرایی پرداختند. به گفته ایشان، این کشور که به سرعت مراحل توسعه را طی می‌کند، به دلیل وجود شرایط خاص چندفرهنگی ناشی از حضور سه قومیت اصلی مالایایی، چینی و هندی، با چالش‌ها و فرصت‌های گوناگونی روبروست. چندفرهنگی‌گرایی رایج در این کشور، از سویی، به سابقه شکل‌گیری (تکثر اولیه) پیشااستعماری آن باز می‌گردد و از سوی دیگر به سیاست‌های فرهنگی ملی و اقتصادی دوران استعمار توسط انگلیسی‌ها و دوران دولت پسااستعماری فعلی مربوط می‌شود. این تنوع فرهنگی در عین حال، برای این کشور منافع و ثمرات توریستی فراوانی به بار آورده که در قالب شعار معروف "مالزی، خود به واقع، آسیاست" جلوه‌گر شده و در عین حال، در جهت نیل به هویت ملی در سایه حمایت‌های دولتی در زمینه گفتمان قومیت غالب، با تعارضات و سبقت جویی‌های مستمری توأم شده است.
در بخش دیگری از این کنفرانس، شیرین احمدنیا در ارائه گزارش کشوری ایران، تحت عنوان "تنوع فرهنگی در ایران"، با ارجاع به سابقه تاریخی این کشور، به عنوان کشوری متشکل از قومیت‌های متعدد، با جمعیت کنونی بیش از 70 میلیون نفر که خود مثال بارزی از مفهوم چندفرهنگی‌گرایی به شمار می‌رود، به سرعت تغییرات اجتماعی فرهنگی در ایران معاصر در عرصه‌های ارزش‌ها و رفتارهای قومی و گروهی، به ویژه در ارتباط با زنان و جوانان در عصر جهانی شدن، اشاره داشت. او تأکید کرد که در این شرایط، نشانه‌های تغییرات در شئون مختلف زندگی اجتماعی فرهنگی این جامعه، از نظر آرمان‌های سیاسی، شیوه‌های مشارکت، حقوق اجتماعی، دستاوردهای آموزشی، سبک زندگی، اوقات فراغت، رفتارهای بهداشتی، معاشرت، خانواده و ازدواج و تفاوت‌های قابل مشاهده درون نسلی و میان نسلی، بسیار مورد توجه بوده و تغییرات فرهنگی و مسائلی مانند سرعت تغییرات رفتاری و ارزشی بین نسلی، تحت تأثیر یا در نتیجه‌ گسترش امکانات ارتباطی و اطلاعاتی صورت گرفته است.
در این سخنرانی، همچنین تحولات آمارهای این کشور، در موضوعاتی مانند افزایش امکانات استفاده از اینترنت، مورد توجه قرار گرفت و گفته شد که به عنوان مثال، آمار کاربران اینترنتی، از 250 نفر در سال 1373، به 7600000 در سال 1384 افزایش یافته است. از سوی دیگر، تغییرات قابل توجه در زمینه‌های افزایش سطوح سواد و تحصیلات زنان، افزایش مشارکت اقتصادی ایشان، وقایع جمعیت‌شناختی از قبیل افزایش سن ازدواج و تغییرات در نرخ طلاق و کاهش میزان موالید و افت نرخ رشد جمعیت در دو دهه اخیر نیز به عنوان نشانه‌های بارز بروز تغییرات فرهنگی اجتماعی مورد استناد قرار گرفت و گفته شد که به نظر می‌رسد فرایندهای جهانی شدن و گسترش ارتباطات و تبادلات فرهنگی در بروز و شیوع این وضعیت بی‌تأثیر نبوده‌اند.
احمدنیا تلاش فزاینده زنان و جوانان در دستیابی به نقش‌های جدیدی برای حضور فعال‌تر و پررنگ‌تر در جامعه و ظهور جامعه مدنی در ایران را مورد تاکید قرار داد و گفت: در عرصه آکادمیای ایران، گسترش رشته‌هایی چون مطالعات فرهنگی، مطالعات زنان و مطالعات جوانان و از سوی دیگر توسعه حوزه‌های میان-رشته‌ای که مورد استقبال عام قرار گرفته است، پاسخی به نیازهای موجود در سطح جامعه در حال گذار ایران تلقی می‌شود.
در این کنفرانس همچنین، جان هابا(John Haba) از انستیتوی علوم اندونزی، کشور اندونزی را با بیش از 220 میلیون نفر جمعیت، 300 گروه قومی و 400 گویش مختلف رایج در آن، دارای موقعیتی بی نظیر معرفی کرد و آن را به عنوان یکی از شایسته‌ترین کشورها در ردیف برخی دیگر از کشورهای آسیایی، برای نامیده شدن به عنوان کشوری چندفرهنگ‌گرا دانست. در ارتباط با مفهوم جهانی شدن، وی معتقد بود که این فرایند هم پیامدهای مثبت و هم منفی برای اندونزی به بار آورده است. در واقع، در چنین شرایطی، وابستگی ملت‌ها به یکدیگر افزایش یافته و از جمله آثار منفی این بوده که بازار جهانی باعث تحمیل فشار و استثمار بیشتر منابع طبیعی این کشور شده است. از نقطه نظر مسائل فرهنگی نیز باورها، ارزش‌ها و سبک‌های زندگی در سطوح محلی، منطقه‌ای و ملی با ارزش‌های جهانی در حال ادغام است.
جفری برام لوی (Geoffrey B. Levey) از دانشگاه نیوساوت ولز استرالیا در سخنرانی خود، با عنوان "چندفرهنگی‌گرایی استرالیایی در دنیای جهانی شونده"، به سیاست‌های دولتی این کشور در جهت گسترش ایده چندفرهنگی‌گرایی که از حدود سی و پنج سال پیش آغاز شده، پرداخت. به گفته او، در سال 2001 که جمعیت این کشور 18 میلیون نفر را شامل می‌شد، بیست و دو درصد جمعیت ساکن را افرادی تشکیل می‌دادند که محل تولدشان خارج از استرالیا بود و 43 درصد جمعیت نیز کسانی بودند که یا خود یا یکی از والدینشان متولد خارج از کشور بودند و از سال 2001 به این طرف، این ارقام همچنان افزایش یافته است.

 

* عضو هیأت مدیره انجمن

** ازرک سازمانی متشکل از شوراها و انجمن‌های پژوهشی کشورهای آسیا و اقیانوسیه است که از سال 1977 در ارتباط با یونسکو و با هدف نزدیک ساختن علوم اجتماعی به شرایط ویژه کشورهای آسیایی و کاربردی کردن آنها، آغاز به کار کرده است و دارای کانون‌های (Focal Point) کشوری است. از سال 2007 انجمن جامعه شناسی ایران به عنوان کانون کشوری ایران عضو ازرک شده است. برای آگاهی بیشتر درباره ازرک رجوع شود به مطلب منتشر شده در این رابطه در خبرنامه شماره 32.


همه حقوق این پایگاه برای «انجمن جامعه‌شناسی ایران» محفوظ است. (خبرخوان - RSS)

Powered By: KhorshidChehr