جنبههای روانی و اجتماعی فوتبال
شنبه، 7 مهر 1386
در گروه جامعهشناسی ورزش مورد بحث قرار گرفت
جنبههای روانی و اجتماعی فوتبال
در جامعه ما و بسیاری جوامع دیگر، فوتبال همواره ورزشی جنجال برانگیز بوده و همین امر سبب شده که مطالعه جنبههای اجتماعی آن از اهمیت وافری برخوردار باشد؛ چرا که در این زمینه، عموماً اتفاقات متعددی رخ میدهد که به طرق مختلف، بخش عظیمی از جامعه را درگیر خود میکند. گروه علمی- تخصصی جامعهشناسی ورزش انجمن جامعهشناسی ایران نیز به همین دلیل، در نخستین جلسه خود در پاییز 86، بحثی با عنوان "جنبههای اجتماعی فوتبال" را در قالب بررسی موردی موضوع برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال و حواشی آن، مورد توجه قرار داد. در واقع، داستان این موضوع که میتوان آن را به عنوان نمونهای از این موضوعات جنجال برانگیز این ورزش در چند ماه اخیر در کشور دانست، از این قرار است که پس از اینکه فیفا از فدراسیون فوتبال ایران خواست که اساسنامهای را در چارچوبهای خواسته شده نوشته و رئیس فدراسیون فوتبال ایران را به صورت انتخابی، تعیین کند؛ گروهی مامور شدند که اساسنامهای را تنظیم کرده و در پی آن، انتخابات فدراسیون را برگزار کنند. دکتر محمد خبیری از اعضای این گروه بود که در این نشست گروه جامعهشناسی ورزش دعوت شد تا علاقمندان به این حوزه که در سالن کنفرانس انجمن جامعهشناسی ایران گرد آمده بودند، بتوانند با حضور او، به بررسی دقیقتر جنبههای اجتماعی این ورزش پر هیاهو بپردازند.
وی در سخنرانی خود، ضمن توصیف ترکیب کمیته انتقالی فدرسیون فوتبال، چگونگی شکلگیری آن و رفتارهای گروهی این کمیته بر مبنای ترکیب موجود، گفت که سعی دارد با اشاره به چالشهای بهوجود آمده در انتخابات فدراسیون فوتبال، به مسایل اجتماعی و روانی پیش آمده حول و حوش این چالشها بپردازد.
خبیری با ارائه توضیحاتی در مورد ترکیب نمایندگان هیأتهای رسمی و منسجم زیر نظر سازمان تربیت بدنی که کاملا تحت کنترل سازمان هستند و همچنین باشگاههای رسمی و غیر منسجم، اختلافات موجود و مشکلات ناشی از محدودیتهای ایجاد تغییر در آنها، تأکید کرد که ساختار فعلی ورزش کشور کاملا دولتی بوده و همین امر مسائل و معضلات زیادی را ایجاد کرده است.
وی افزود: برای حل این مشکل، در اساسنامه پیشبینی شده که تا دو سال دیگر اساسنامه باشگاهها و هیأتها مدون شده و طی آن، آنها از بدنه دولت جدا شده و نمایندههای مستقل و غیردولتیشان را به مجمع انتخاب رئیس فدراسیون بفرستند. این در حالی است که در شرایط فعلی، قدرت حاکم در مجمع، قدرت حاکم دولتی است.
خبیری در بخش دیگری از سخنانش، بحثی با عنوان "همرنگ جماعت شدن" را در گروه به عنوان یک معضل روانی- اجتماعی، مطرح کرد و در این باره گفت: زمانی که این پدیده در عرصه ورزش رخ میدهد، اعضای گروه شیفته آرای یکدیگر و گروه میشوند. در چنین حالتی اعضای گروه در دادن نظر واقعی عاجز شده و نمیتوانند چیزی مخالف نظر اکثریت بیان کنند. به تعبیر دیگر، در اثر فشار گروه قوه فکری فرد دچار ضعف میشود که "رابینز" این پدیده را به عنوان یک بیماری مورد بررسی قرار میدهد. به گفته "راش" نیز، در چنین فضایی، حتی کسانی که آراء متفاوت با اکثریت داشته باشد نیز برای تغییر موضع تحت فشار قرار میگیرند تا در نهایت، حرف خود را پس گرفته یا در باورها اعتقادات و احساساتشان، تجدید نظر کنند. بنابراین بهتر است که فرد به عنوان عضو یک گروه، بر موج مخالف سوار نشود، عکس جریان آب حرکت نکرده و علم مخالفت بلند نکند؛ حتی اگر آن مخالفت برای بهبود و اثربخشی تصمیمات گروه لازم باشد.
وی افزود: ما این بیماری را دو در تهران، در انتخابات فدراسیون تجربه کردیم. خیلیها در رسانهها گفتند که سازمان تربیت بدنی، به صورت غیر اخلاقی به گروه فشار میآورد. در این مورد، من این قضیه را رد نمیکنم ولی معتقدم که چنین شرایطی هم حاکم نبوده است.
وی در پایان با اشاره به نظریات رابینز و تطابق آن با تجربیات پیش آمده در کمیته مورد نظر خود، بحث "بریدن از گروه" را مورد تحلیل قرار داد.