گزارش مراسم بزرگداشت دکتر غلامحسین صدیقی
پنجشنبه، 24 آذر 1384
گزارش مراسم بزرگداشت دکتر غلامحسین صدیقی
دوازدهم آذرماه سال 1384 دقیقاً صد سال از تولد دکتر غلامحسین صدیقی گذشت. فردی که به حق، او را بنیانگذار علم جامعهشناسی و مروج علوم اجتماعی در ایران میدانند. به همین مناسبت روز پنجشنبه بیست و چهارم آذرماه، جمعی از پیشکسوتان و اساتید علوم اجتماعی در ساختمان نگارستان (دانشکده سابق علوم اجتماعی دانشگاه تهران) گرد هم آمدند تا یاد استاد را در همان تالاری که معمولاً کلاس درسش بود، گرامی دارند. قرار بر این بود که مراسم ساعت 3 بعدازظهر آغاز شود. بسیاری از کسانی که وارد تالار میشدند، همان افرادی بودند که روزگاری به عنوان دانشجو در همان کلاس درس به سخنان استاد گوش داده بودند. البته در کنار آنها جمعی از همفکران سیاسی و تعدادی از اعضای خانواده دکتر صدیقی نیز آمده بودند تا یاد او را در صدمین سالروز تولدش زنده نگه دارند. مراسم با حدود 45 دقیقه تأخیر آغاز شد. گویا شاگردان همانگونه که خود اذعان میکردند، با تمام تلاشی که برای بزرگداشت استاد آنگونه که در خور او باشد، انجام داده بودند هنوز در رعایت نظم زمانی نتوانستند به پای او برسند.
مدیر برنامه: دکتر ناصر تکمیل همایون بود که به گفته خودش دانشجوی درسهایی مانند تاریخ فلسفه و جامعهشناسی دکتر صدیقی بوده است. مراسم با قرائت پیام انجمن جامعهشناسی ایران آغاز شد:
”یکصدمین سالروز تولد بر دکتر صدیقی بنیانگذار جامعهشناسی ایران را گرامی میداریم.
دکتر صدیقی انسانی استوار، پابرجا و دارای اخلاق علمی بود. دکتر صدیقی به ما آموخت که انسان میتواند در میدان زندگی حرف و عمل را به هم نزدیک کند و از ریاکاری بپرهیزد.
دکتر صدیقی به رفتار عقلانی اعتقاد داشت و خود سمبل این رفتار بود. دکتر صدیقی انسانی آزاده و صدیق بود و احساس مسئولیت را در دانشجویان تقویت میکرد. یادش به خیر باد.
انجمن جامعهشناسی ایران صدمین سال تولد آن استاد فرزانه را به عموم مردم ایران و جامعه علمی کشور تبریک میگوید“.
نخستین سخنرانی مراسم پس از خوانده شدن پیام انجمن جامعهشناسی، دکتر محمود روحالامینی بود که محوریت بحث خود را بر تاریخچه بنای ساختمان نگارستان فعلی متمرکز کرد تا از آن این نتیجه را بگیرد که ”در زمانی که پژوهشگران و کاوشگران میکوشند که محل درس و بحث عطار نیشابوری و بایزید بسطامی را بیابند و احیا کنند و در شهری که کشتارگاه متروکهاش به بنیاد فرهنگی و زندان قصرش به کتابخانه تبدیل میشود، بر همگان واجب است که نخستین دانشگاه کشور را حفظ و نگهداری کنند“.
پس از او دکتر محمد خوانساری که از دانشجویان دکتر صدیقی و از مدرسان منطق در همان دانشکده بوده، سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد: ”درست صد سال پیش از این در چنین روزهایی در خاندانی دیوانی، پرهیزگار و خوشنام، کودکی دیده بر جهان گشود که بنابر علایق مذهبی نام او را غلامحسین گذاشتند ...“.
دکتر خوانساری در ادامه از خاطرات خود با دکتر صدیقی در دانشگاه گفت و در این باره بر بیان شیوا و گیرا، متانت و وقار، نگاه نافذ، شور و حرارت در تدریس و معلومات او گسترده تأکید و به عنوان یک دانشجو، خود را مجذوب و مرعوب استادش معرفی کرد.
او خصوصیات دکتر صدیقی را در دوره شاگردی و همکاری با وی فهرستوار چنین شمرد: ”سختکوشی، علاقه به تحصیل و مطالعه مداوم، وقتشناسی و نظم و دیسیپلین بیاندازه، علاقه و عشق شدید نسبت به دانشگاه اعتلای مقام دانشگاه، استقلال و حیثیت دانشگاه، بهبود اداره دانشگاه و بالاخره وجدان بیدار و حتی سختگیر ایشان و ادب بیاندازه در برخورد با دیگران“. او ادامه داد: به اندازهای ایشان مبادی آداب بودند که به خاطر دارم یکی از استادان میگفت وقتی خدمت دکتر صدیقی هستیم، سعی میکنیم با دقت بسیار ادب و آداب را رعایت کنیم ولی همیشه در مقابل ایشان نکتهای را از قلم میاندازیم.
خوانساری همچنین از محدود بودن نوشتههای چاپ شده استاد خود اظهار تأسف کرد و آن را به کمالطلبی وی در کارهای علمی تا سر حد وسواس در انتخاب لفظ و معنا مربوط دانست.
او در گوشه و کنار سخنان خود خاطرات فراوانی از غلامحسین صدیقی نقل کرد که مورد توجه حاضران قرار گرفت.
در ادامه جلسه، دکتر تکمیل همایون بیشتر از دانشگاه و علم جامعهشناسی که به همت غلامحسین صدیقی در ایران بنیان گذاشته شده، گفت. او یادآور شد که ایران هیچگاه کشوری نبود که از مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به دور بوده و یکباره در آن دانشگاهی تأسیس شده باشد. چه بسا از سالها قبل، جغرافیدانان و تاریخدانان و عالمان سیاست بسیاری در این سرزمین میزیستهاند و علومی مانند اقتصاد (با نام علم ثروت)، باستانشناسی (با نام علم عتیقات) و مردمشناسی (به ویژه در سفرنامهها) همواره مورد توجه بوده است.
او سپس در ادامه بحث تأسیس دانشگاه تهران و مصالحی که از جانب مراجع دولتی برای ورود اساتید و تأمین دیگر امکانات در نظر گرفته میشد، به سال 1319 که دکتر صدیقی صاحب کرسی جامعهشناسی شد و در واقع تاریخی که جامعهشناسی در ایران تأسیس شد، رسید. تکمیل همایون تأکید کرد که صدیقی علاوه بر بنیانگذاری علم جامعهشناسی، به دیگر رشتههای علوم اجتماعی نیز که به اعتقاد خودش 16 رشته بود، مدد رساند. ناصر تکمیل همایون دانشجوی سالها پیش دوره لیسانس رشته فلسفه و علوم تربیتی دانشگاه تهران یادآور شد: سالهای آغازین ورود علم جامعهشناسی به کشور، تنها در رشته ما 3 ساعت در هفته درسی با این عنوان تدریس میشد و پس از مدتی رشتههایی مانند حقوق و علوم سیاسی این درس را ابتدا به صورت اختیاری و سپس اجباری در سر فصل دروس خود قرار دادند.
دکتر تکمیل همایون با اشاره به نخستین حرکات سیاسی که از دانشسرای عالی ایران علیه رژیم حاکم شاه انجام شد، گفت: ”باید دانست دانشگاه محیط آزادیخواهی و دموکراسیخواهی است. نمیشود در دانشگاهی جامعهشناسی درس داد و در ساختار آن استبداد همچنان حاکم باشد“.
وی دکتر غلامحسین صدیقی را از نظر سجایای اخلاقی و وقار و شخصیت یکی از معدود مردان 50 سال گذشته ایران معرفی کرد که وقتی پا به هر جمعی میگذاشت، پیر و جوان و عالم و عامی تحت تأثیر آداب و کلام و وقار او قرار میگرفتند و از این حیث، ناخواسته معلم اخلاق همه بود.
در ادامه این مراسم آقای دادار کتابدار آن زمان دانشگاه و دکتر احسان نراقی مدیر مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی آخرین کسانی بودند که از خاطرات چند دهه قبل دانشگاه تهران و موسسه مطالعات و تحقیقات علوم اجتماعی ایران و دکتر غلامحسین صدیقی سخن گفتند.
دادار در سخنان خود گفت: ابتدا درس علوم اجتماعی و کار، درسی دو ساعته و اختیاری بود. بعد از مدتی این درس علمالاجتماع نام گرفت و سپس دکتر صدیقی آن را به جامعهشناسی تغییر نام داد و درس جامعهشناسی درسی سه ساعته و اجباری برای دانشجویان شد. در سال 1336 نخستین دوره لیسانس علوم اجتماعی در دانشکده ادبیات تأسیس شد که برای ورود به این رشته 38 نفر شرکت کردند و از میان آنها 17 نفر پذیرفته شدند. و در اردیبهشت و خردادماه 1337 بود که پس از در میان گذاشتن طرح تأسیس موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی با دکتر صدیقی، توسط احسان نراقی، این موسسه با حکم ریاست استاد جامعهشناسی ایران دکتر غلامحسین صدیقی و مدیریت دکتر احسان نراقی بنیان گذاشته شد.
به گفته دادار، ”در موسسهای که از رأس مجموعه و اساتید بزرگوار تا دربان موسسه نزد دکتر صدیقی قابل احترام و یکسان بودند، مقررات چنان حاکم بود که با وجود تضادهای سیاسی، اختلافی در بین افراد دیده نمیشد و در همین مجموعه بود که مسئولیت گروه جمعیتشناسی را دکتر بهنام، گروه جامعهشناسی را دکتر راسخ، گروه آمار را دکتر خواجه نوری، گروه مردمشناسی را دکتر نراقی در کنار اساتیدی چون دکتر کاردان پذیرفته بودند“.
احسان نراقی، آخرین سخنران در مراسم بزرگداشت دکتر غلامحسین صدیقی، نیز از خاطرات خود در رابطه با موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی که خود طرح آن را معرفی کرده بود و آشنایی و همکاریاش با دکتر غلامحسین صدیقی گفت.
دکتر نراقی محور بحث خود را یک پرسش قرار داد و آن اینکه ”علتالعلل توفیق ما در این موسسه چه بود که دیگران به آن دست نیافتند؟“
وی در لابهلای سخنان خود، پاسخ به این پرسش را توأم کردن آگاهیهای داخل ایران از راه کسانی مانند دکتر صدیقی که در رأس مجموعه بودند، با ارتباطات بینالمللی دانست و گفت: دکتر صدیقی در طول و عرض کار ما حضور داشت. در طول کار از نظر تاریخی و سابقه و تسلطی که وی بر معارف اسلامی، تاریخ ایران و مسائل اجتماعی و تحقیقات آن داشت و در عرض، با لطف و مهربانی و ادب خاص خودش که باعث شده بود ما همیشه او را به عنوان ستون و تکیه گاهی در مجموعه بدانیم. همواره در اتاق او باز بود و میتوانستیم به وی مراجعه کنیم.
این مراسم با پیامهای انجمن اقتصاددانان ایران، انجمن جمعیتشناسی ایران، انجمن انسانشناسی ایران، گروه فارغالتحصیلان فلسفه و علوم تربیتی تهران، دایرة المعارف ایرانشناسی و ماهنامه علمی ـ فرهنگی حافظ و پژوشکده علوم اجتماعی و در انتها اجرای موسیقی به کار خود پایان داد.
باشد تا یاد دکتر غلامحسین صدیقی که به قول تکمیل همایون ”مرد اعتقاد و عمل، مرد فضل و فضیلت، فرهیخته و فرهنگ شناس و ایرانی پاکاندیش ملتخواه و آزادمنش و پیرو راه مصدق بود“ زنده بماند.